بازی عجییب پارت ۷۵
بازی عجیی پارت ۷۵
جیغ زدم با تمام وجود جيغ ميزدم و صدام توی اون سالن خالی به صورت بی روحش نگاه کردم...
دستم رو جلوی دھنم گرفتم و محکم لب پایينم رو گاز
گرفتم تا مزه خون رو توی دھنم حس کردم!..
ھر لحظه امکان داشت سکته کنم بھم فشار زیادی وارد شده بود!...
-کوکی؟
از جا پریدم و روی زمين افتادم وقتی یکی اسمم رو صدا زد!...
برگشتم و به در ورودی استخر نگاه کردم نایل بود!
اون با نگاه سرد به من خيره شده بود داشتم ھق ھق ميکردم و با التماس به نایل خيره شدم ! برای چند ثانيه حالت صورتش تغيير کرد!...
احساس کردم ناراحت شده بود !
اون سرش رو تکون داد و آروم گفت : متاسفم کوکی!
یکم احساس آرامش کردم وقتی حالت صورت نایل رو
دیدم اما آرامشم فقط چند ثانيه طول کشيد و با قھقھه
زدن نایل تبدیل به ترس و استرس شد....
نایل بلند بلند ميخندید و حالت صورتش دوباره مثل قبل شده بود!...
جیغ زدم با تمام وجود جيغ ميزدم و صدام توی اون سالن خالی به صورت بی روحش نگاه کردم...
دستم رو جلوی دھنم گرفتم و محکم لب پایينم رو گاز
گرفتم تا مزه خون رو توی دھنم حس کردم!..
ھر لحظه امکان داشت سکته کنم بھم فشار زیادی وارد شده بود!...
-کوکی؟
از جا پریدم و روی زمين افتادم وقتی یکی اسمم رو صدا زد!...
برگشتم و به در ورودی استخر نگاه کردم نایل بود!
اون با نگاه سرد به من خيره شده بود داشتم ھق ھق ميکردم و با التماس به نایل خيره شدم ! برای چند ثانيه حالت صورتش تغيير کرد!...
احساس کردم ناراحت شده بود !
اون سرش رو تکون داد و آروم گفت : متاسفم کوکی!
یکم احساس آرامش کردم وقتی حالت صورت نایل رو
دیدم اما آرامشم فقط چند ثانيه طول کشيد و با قھقھه
زدن نایل تبدیل به ترس و استرس شد....
نایل بلند بلند ميخندید و حالت صورتش دوباره مثل قبل شده بود!...
- ۳.۷k
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط