به دلیل پیگیری زیاد یک یونجون لاور میزارم

پارت یک
ات ویو
سلامم من اتم 18 سالمه و توی دانشگاه درس میخونم...پدر و مادرم واقعاااااا سهتگیرن یعنی اصن نمیزارن با هیچ پسری حرف بزنم...ولی من عاشق یونجون شدم و الان باهاش تو رابطم البته مخفیانه چون مامان بابای اونم همینن..امروزم دارم میرم باهاش سر قرار واییییییی دل تو دلم نیست
یونجون ویو
سلااااممم من یونجونم19 سالمه و عاشققققققق اتم یعنی میمیرم براش(عوق) امروزم دارم میرم سر قرار واییییی خدایا الانه که غش کنم.. عشقم دارممم میاممم( ارمیتا فقط دستم بهت نرسه)
(علامت ها ات + یونحون-)
پرش زمانی تو کافه
ات نشسته بود که یهو یونجون اومد داهل اتم پرید بغلش
-سلاامممم
+سلامممم چاگیااا
-دلم برات تنگ شده بود
+دیروز منو دیدی که
-بازم کمه...کی میشه واقعا مال من بشی
+مگه الان نیستم؟
همینطوری داشتن لاس میزدن که بابای ات اومد تو کافه

ویو بابای ات
سلام من کیم تهیونگم و یه دختر به اسم ات دارم(ارمیتاااا من داره حسودیم میشههه) امروز قراره برای قرار داد کاری برم کافه....وقتی رسیدم اتو دیدم...چییی اون با یه پسره بودددد
رفتم سمتشون و..............
#######################
شرط نداره فردا میزارم
ولی حمایت کنیدددد
دیدگاه ها (۱۳)

پنهان عشق

پارت 22 رمان عشق مدرسه ای و هیونجین وقتی به خونه رسید ات رو ...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

پارت 11 رمان 🎀عشق مدرسه ای🎀که لیسا گفت: لیسا: اه اقای هوانگ ...

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

سناریو قفل آبی

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط