پارت ۲

چند پارتی جونگ کوک





(چند روز بعد از ماجرای دفتر. سُها توی خونه‌ش نشسته که زنگ در به صدا درمیاد. در رو باز میکنه و جونگ کوک رو میبینه با یه دسته گل سیاه و یه جعبه کوچیک. بدون اجازه وارد میشه و در رو میبنده.)

جونگ کوک: (گل‌ها رو پرت میکنه رو میز) «اینارو برات آوردم. ولی نذار خوشحال بشی... این یه هشداره.»

سُها: (عقب‌تر میره) «هشدار برای چی؟»

(جونگ کوک سریع به سمتش میاد و مچش رو میگیره. با یه حرکت، لباش رو می‌بوسه - نه عاشقانه، بلکه مالکانه و محکم. سُها هلش میده ولی جونگ کوک نمیذاره.)

جونگ کوک: (نزدیک صورتش، با نفس‌های تند) «هشدار برای اینکه یکی از مردام بهم گفت دیشب با یه پسر توی کافه حرف زدی. راستش رو بگو... کی بود؟»

سُها: (با عصبانیت) «همکلاسیم بود! فقط درباره‌ی پروژه حرف زدیم!»

(جونگ کوک لبخند سردی میزنه و انگشتش رو زیر چونه‌اش میذاره و مجبورش میکنه بالا رو نگاه کنه.)

جونگ کوک: «از امروز، هرکی با تو حرف بزنه، باید اول از من اجازه بگیره. حتی اگه خیابون رو رد بشی و یه نفر بهت نگاه کنه... جوابش با منه. فهمیدی؟»

(سُها سکوت میکنه. جونگ کوک دوباره کیسش میکنه، این بار آروم‌تر، ولی همونقدر مالکانه. بعد کیف پولش رو درمیاره و یه کارت سیاه به دستش میده.)

جونگ کوک: «اینم واسه خرج‌هات. ولی بدون که هر ریالش رو رصد میکنم. مال منی، سُها... فراموش نکن.»

(میره و در رو میبنده. سُها با دستای لرزان کارت رو نگه داشته و اشک توی چشاش حلقه زده.)



ادامه دارد..


شب کُش🌙🌑
دیدگاه ها (۱)

فهمیدم! کاملاً درسته، نباید فقط در مورد رابطه‌شون حرف بزنیم،...

تکپارتی جونگ کوک

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

پارت ۶جونهو:باید اونو بکشین بعدم یه طوری فیلمو پیدا می‌کنیم ...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

قسمت ۴ «ات» با آرامش لبخند کمرنگی زد و مستقیم به چشم‌های جون...

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

Heir of Light and Darknesspart : 15تهیونگ از صبح ساکت شده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط