خونآشام من
p:4
۱ ساعت بعد
ویو ا/ت:
توی این یک ساعت همش توی شُک بودم چون تا حالا خوناشآم ندیده بودم. یهو در با شدت باز شد و همون مرد که اسمش جونگکوک بود وارد شد، معلوم بود که مسته یهو اومد نزدیکم جلوی تخت وایساد.
کوک: بیبی خیلی گرسنمه(مست)
ا/ت: خب به من چه.
کوک: از کی تاحالا انقدر پرو شدی؟(با صدای بم)
ا/ت:ب ببخشید(ترس)
کوک:اوممم
ویو ا/ت:
یهو به سمتم حمله ور شد و روم خیمه زد، دندونای نیششو توی گردنم فرو کرد که دادم کل عمارت رو گرفت.
ا/ت: هق ... درد ... هق ... دارهههه(بچه ها هق یعنی صدای گریه)
راوی:
کوک همچنان به خوردن خونِ ا/ت ادامه میده بعد ۲۰ مین ازش جدا میشه و میبینه که ا/ت خوابه، کوک آروم آروم به ا/ت نزدیک میشود و به آرومی گونه اش رو میبوسه(چی فکر کردی منحرف؟)
بعد جونگکوک تیشرتش رو در میاره و کنار ا/ت دراز میکشه دستاش رو دور کمر باریک ا/ت حلقه میکنه سرش رو توی گردنش فرو میکنه و به خواب میره(کوک عادت داره فقط با یه شلوارک بخوابه).
ویو ا/ت ساعت ۸ صبح:
آروم چشمام رو باز کردم که دیدم صورت جونگکوک دقیقا رو به رومه و لباش روی لبامه خواستم ازش جدا بشم ولی محکم تر گرفتم خیلی زورش زیاد بود بعد از ۵ مین ازم جدا شد نگاهی به خودم کردم و دیدم تیشرت تن خودم و جونگکوک نیست، خیلی سریع پتو رو دور خودم انداختم و چشمامو گرفتم.
کوک: چیه؟ جوجه ام خجالت میکشه؟(بم)
ا/ت: من جوجه نیستم(اخم کیوت)
کوک: هستی کیوت من(لبخند)
ا/ت:میگم نیستم(اخم)
کوک: هستی
ا/ت:پس تو هم خرگوشی
کوک: نیستم
ا/ت: هستی
کوک:نیستم
ا/ت:هستی
کوک: باشه ولی تو هم جوجه ای
ا/ت: قبوله آقا خرگوشه(خنده)
کوک:(خنده)
۱ ساعت بعد
ویو ا/ت:
توی این یک ساعت همش توی شُک بودم چون تا حالا خوناشآم ندیده بودم. یهو در با شدت باز شد و همون مرد که اسمش جونگکوک بود وارد شد، معلوم بود که مسته یهو اومد نزدیکم جلوی تخت وایساد.
کوک: بیبی خیلی گرسنمه(مست)
ا/ت: خب به من چه.
کوک: از کی تاحالا انقدر پرو شدی؟(با صدای بم)
ا/ت:ب ببخشید(ترس)
کوک:اوممم
ویو ا/ت:
یهو به سمتم حمله ور شد و روم خیمه زد، دندونای نیششو توی گردنم فرو کرد که دادم کل عمارت رو گرفت.
ا/ت: هق ... درد ... هق ... دارهههه(بچه ها هق یعنی صدای گریه)
راوی:
کوک همچنان به خوردن خونِ ا/ت ادامه میده بعد ۲۰ مین ازش جدا میشه و میبینه که ا/ت خوابه، کوک آروم آروم به ا/ت نزدیک میشود و به آرومی گونه اش رو میبوسه(چی فکر کردی منحرف؟)
بعد جونگکوک تیشرتش رو در میاره و کنار ا/ت دراز میکشه دستاش رو دور کمر باریک ا/ت حلقه میکنه سرش رو توی گردنش فرو میکنه و به خواب میره(کوک عادت داره فقط با یه شلوارک بخوابه).
ویو ا/ت ساعت ۸ صبح:
آروم چشمام رو باز کردم که دیدم صورت جونگکوک دقیقا رو به رومه و لباش روی لبامه خواستم ازش جدا بشم ولی محکم تر گرفتم خیلی زورش زیاد بود بعد از ۵ مین ازم جدا شد نگاهی به خودم کردم و دیدم تیشرت تن خودم و جونگکوک نیست، خیلی سریع پتو رو دور خودم انداختم و چشمامو گرفتم.
کوک: چیه؟ جوجه ام خجالت میکشه؟(بم)
ا/ت: من جوجه نیستم(اخم کیوت)
کوک: هستی کیوت من(لبخند)
ا/ت:میگم نیستم(اخم)
کوک: هستی
ا/ت:پس تو هم خرگوشی
کوک: نیستم
ا/ت: هستی
کوک:نیستم
ا/ت:هستی
کوک: باشه ولی تو هم جوجه ای
ا/ت: قبوله آقا خرگوشه(خنده)
کوک:(خنده)
- ۲۰۶.۱k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط