{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_7
منه لعنتی داشتم چه غلطی میکردم؟
چند بار دستی به سر و گردنم کشیدم تا کمی آر‌وم بشم..
برگشتم که با دیدنش که مظلومانه رو زمین نشسته بود قلبم درد گرفت..
نشستم رو زمین آروم دستی به موهای بلندش کشیدم.
_چرا عصبیم میکنی آخه؟
+آق..ا شما خیلی بداخلاقید! ازتون میترسم..
خنده ای کردم خم شدم آروم لپشو بوسیدم..
_تنها کسی که نباید ازم بترسه تویی!
مظلوم نگاهم کرد:
+آ.قا میدونید مامانم کجا رفت؟
اخم کوچیکی کردم
_ببین! داری عصبیم میکنی ها..
بهت گفتم همه کس تو منم!
دستشو گرفتم نشوندمش رو مبل ..
_بخورش !
با تعجب نگاهم کرد:
+چیو ؟
قهقهه ای زدم
_اونو که بعداً میخوری! فعلا غذاتو بخور کوچولو..
گیج نگاهم کرد که ساندویچ رو به دستش دادم..
گاز کوچیکی به ساندویچ زد که با لحن بچگونه طور لب زدم:
_پناه..منم گشنم شده گناه دارما!
با شنیدن صدام خنده بانمکی کرد و ساندویچشو به سمتم گرفت..
گاز بزرگی به ساندویچ زدم..که اونم بعد از چند لقمه خوردن ساندویچو روی میز گذاشت ..
+ مرسی آقا سیر شدم ..
اخم کرده نگاهش کردم:
_خیلی کم غذا میخوری اینجوری زیر من دووم نمیاری!
با تعجب خیره ام شد..
+زیر شما ؟ یعنی چی ؟
با شیطنت نگاهی بهش انداختم..
از رابطه هیچی نمیدونست و این نشون میداد دختر آفتاب مهتاب ندیده ایه!
دیدگاه ها (۶)

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

وقتی میاین ایران ولی تحر.یک میشه...نگاهم و به جاده دادم ‌ چن...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁴ویو: اتچند ساعت گذشته بود.هنوز ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط