رمان سوم
رمان سوم
پارت بیست و دوم 🫢
࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚
@ویو دازای
بدن بلورینش بد جور تحریکم میکرد . دیکم به شلوارم میکوبید . ولی خودم رو کنترل کردم و اروم شروع کردم .
اول از همه گردنش رو با کیس مارک کبود کردم
چویا : اههههه امممممم نکن اهههههه
یه گاز محکم از گردنش گرفتم . که جیغ کشید .
دازای : خیلی داری تحریکم میکنی بیبی
چویا : ولم کن
دازای : الان فقط به ناله هات نیاز دارم نه هیچی
چویا میخواست حرف بزنه که دوتا از انگشتامو واردش کردم و داخلش قیچی زدم
چویا : اههههههه دازاییییییی اهههههههه
کشیدم بیرون و کل دستمو وارد کردم . بیهوش شد . دوباره . هه این دفعه نمیذارم در بری .
با دست داخلش دنبال نخته ی جی گشتم و سریع پیدا کردم .
دیکمو سر سوراخش تنظیم کردم و محکم واردش کردم .
به هوش اومد و شروع کرد به فوش دادن . با یه بوسه خفش کردم .
با دستای ازادم به سینه هاش حمله کردم نکشون رو فشار میدادم . بعد ازش کشیدم بیرون . بوسه رو هم رها کردم . چون ایندفعه کاملا بیهوش بود .
࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚
چویا حامله شده ها
پارت بیست و دوم 🫢
࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚
@ویو دازای
بدن بلورینش بد جور تحریکم میکرد . دیکم به شلوارم میکوبید . ولی خودم رو کنترل کردم و اروم شروع کردم .
اول از همه گردنش رو با کیس مارک کبود کردم
چویا : اههههه امممممم نکن اهههههه
یه گاز محکم از گردنش گرفتم . که جیغ کشید .
دازای : خیلی داری تحریکم میکنی بیبی
چویا : ولم کن
دازای : الان فقط به ناله هات نیاز دارم نه هیچی
چویا میخواست حرف بزنه که دوتا از انگشتامو واردش کردم و داخلش قیچی زدم
چویا : اههههههه دازاییییییی اهههههههه
کشیدم بیرون و کل دستمو وارد کردم . بیهوش شد . دوباره . هه این دفعه نمیذارم در بری .
با دست داخلش دنبال نخته ی جی گشتم و سریع پیدا کردم .
دیکمو سر سوراخش تنظیم کردم و محکم واردش کردم .
به هوش اومد و شروع کرد به فوش دادن . با یه بوسه خفش کردم .
با دستای ازادم به سینه هاش حمله کردم نکشون رو فشار میدادم . بعد ازش کشیدم بیرون . بوسه رو هم رها کردم . چون ایندفعه کاملا بیهوش بود .
࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚
چویا حامله شده ها
- ۱.۴k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط