چپتر سیزدهم

فصل سیزدهم:

یک هفته از اولین پریود هانا گذشته بود. خونریزی تقریباً تمام شده بود و هانا دوباره به حالت عادی برگشته بود. اما یک مشکل بزرگ وجود داشت: تمام نواربهداشتی‌هایی که کوکونوی خریده بود، تمام شده بود.

کوکونوی که داشت موجودی انبار را چک می‌کرد، به مایکی اطلاع داد: «مایکی، تموم شده. باید بریم خرید. نمی‌تونیم بذاریم هانا بدون لوازم بمونه.»

مایکی که هنوز از خاطره آن صبحِ خونین ترسیده بود، بدون معطلی گفت: «خودم می‌رم.»

اما سانزو که از پشت در شنیده بود، با ذوق پرید وسط: «مایکی! این مأموریت خیلی مهمه! منم میام!»

ران و ریندو هم که در سالن بودند، نگاه‌های معناداری به هم انداختند و بدون اینکه حرفی بزنند، کت‌هایشان را برداشتند. ریندو آرام گفت: «امنیت مهمه.»

مایکی که دید همه جمع شده‌اند، آهی کشید اما لبخندی زیر چهره‌ جدی اش پنهان کرد. «باشه. هر پنج‌تایی می‌ریم. اما همه مثل یک شهروند عادی رفتار می‌کنید. هانا رو هم می‌بریم تا خودش انتخاب کنه.»

---

**فروشگاه بزرگ "ماتسوموتو-کیوشی" - بخش بهداشت بانوان**

وارد فروشگاه که شدند، چشم همه به سمتشان خیره شد. پنج مرد خوش‌تیپ و سیاه‌پوش که یک دختر بچه را وسط گرفته بودند و مستقیم به سمت قفسه‌های بهداشت بانوان می‌رفتند، صحنه‌ی عجیبی بود.

فروشنده‌ی خانم میانسال با نگاهی مشکوک به آنها نگاه کرد. سانزو با لبخند جذابش بهش گفت: «سلام مامان جان! ما اومدیم برای دخترمون خرید کنیم! کدوم مارک بهتره؟»

فروشنده که از صداقت و لبخند سانزو ذوق‌زده شده بود، یک عالمه توضیح درباره انواع نواربهداشتی، انواع برندها و حتی پدهای پارچه‌ای قابل شستشو داد.

هانا که بین این همه محصول گیج شده بود، به مایکی نگاه کرد. مایکی که هیچ‌کس به اندازه‌ی او از مرگ و سلاح سر در نمی‌آورد، اینجا هم‌چون یک کودک مانده بود.

ران که همیشه بهترین تحلیل‌گر بود، جلو آمد. یک نواربهداشتی نازک و بال‌دار از برند معروف را برداشت. «این برای روزهای اول که خونریزی سنگینه. نازک اما جاذب بالاست. برای مدرسه و بیرون هم خوبه چون زیر لباس معلوم نیست.»

ریندو یک بسته نواربهداشتی گیاهی و بدون عطر برداشت. «برای روزهای آخر و پوست حساس. احتمال حساسیت کمتره.»

سانزو اما رفت سراغ قفسه‌ی پدهای پارچه‌ای طرحدار! یکی با طرح گربه‌های کارتونی برداشت و با ذوق گفت: «این! این برای خونه! هم حامی محیط زیسته هم بامزه! هانا ببین چه قدر بانمکه!»

هانا با خجالت نگاهش کرد و سریع آن را پس زد. «سانزو... اینا رو می‌ذارم تو کشوی مخفی تا هیچکس نبینه!»

در نهایت، هانا خودش تصمیم گرفت. یک بسته از نواربهداشتی بال‌دار نازک برای مدرسه، یک بسته گیاهی برای شب و یک کیسه کوچک از پدهای پارچه‌ای طرح ساده. مایکی همه را پرداخت کرد.

اما ماجرا اینجا تمام نشد. سانزو یک سبد دیگر هم پر کرده بود: شکلات، پفک، چیپس، کیک، یک بطری بزرگ آب و... یک بسته آدامس بادکنکی صورتی!

«اینم مال پرنسس! چون جایزه می‌خواد واسه این که بزرگ شده!»

مایکی که می‌خواست اخم کند، اما لبخندش امان نزاشت. دوباره همه را پرداخت کرد.

موقع برگشت، در راهروی فروشگاه، سانزو با صدای بلند گفت: «هانا، یادت باشه هر وقت چیزی خواستی، به من بگی! من از الان می‌رم کتاب "همه چیز درباره پریود دخترا" رو می‌خرم تا کمکت کنم!»

مایکی با نگاه نیمه‌خشمگین گفت: «هرگز دوباره به این موضوع اشاره نکن توی ملاعام.»

سانزو با بی‌خیالی گفت: «باشه مایکی... توی خلوت دربارش حرف می‌زنیم.»

هانا در میان این همه شلوغی و توجه، لبخندی از ته دل زد. برای اولین بار، واقعاً احساس کرد یک خانواده دارد. شاید هم عجیب‌ترین خانواده توکیو، اما همین برایش کافی بود.

---

**آن شب - اتاق مایکی**

هانا مثل همیشه کنار مایکی خوابیده بود. مایکی که فکر می‌کرد هانا خواب است، نگاهی به صورت آرامش انداخت و زمزمه کرد: «پرنسس من داری بزرگ می‌شی... کاش هیچ وقت بزرگ نمی‌شدی تا همیشه بتونم ازت محافظت کنم...»

هانا که بیدار بود، دست مایکی را محکم‌تر گرفت و بدون اینکه چشم باز کند، گفت: «من حتا اگا بزرگ بشم، بازم پیش تو می‌مونم بابا. قول می‌دم.»

مایکی دیگر نتوانست جلوی اشکش را بگیرد. قطره‌ای از گوشه چشمش جاری شد و در تاریکی شب ناپدید گشت.

---
دیدگاه ها (۴)

فرشته کوچولو ۳......پارت ۲

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

stolen

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

عشق بی قید و شرط پارت اوللل

P1⏳️Crimson Bonds — پیوندهای سرخ⏳️..ریندو و سانزو توی یک دبی...

درخواستی بانو ( https://wisgoon.com/989309_7483)خب خب بریمفن...

part eleven ::🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁🎴🧁ا.ت بیشتر به مایکی نگاه ...

پارت ۱۳#عمارت_بونتن_با_حضور_دو_سانو_ی_اعظم ●●●●●●●●●■■■■○■■■...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط