پارت ۱۴......................................
رفتیم پایین موتورامونو انتخواب کردیم یونا پشت من سوار شد متور روشن کردم صدای اگزوزش وایییی
*: کلا کاسکت رو بزارید
_: نه بابا نمیخواد
~: راست میگه ما واردیم
*: میگم بزارید نه نیارید اصلا شما به تخ.مم ولی یونا باید بزاره
&: باشه اشکالی نداره من میزارم
~: اوکی
_: هوفف باشه
*: راه میفتیم
گاز دادم و راه افتادیم سمت استدیو یونا امروز استثنایی باهامون بود بعد 15دقیقه رسیدیم جیهوپ جلوی در بود
*: سلام هیونگ
&: سلام
_: سلامم
~: سلام هیونگ نیم
هوپی: سلام سلام
هوپی: خوش اومدی خانم کوچولو
&: ممنونم
_: دوست دختر منه هاااا
هوپی: باشه چیزی نگفتم که
تهیونگ اومد
~: سلام داداش چطوریی
*: سلام هیونگ
&: اینجا همه هیونگ تو هستن؟
*: اره از همه کوچیک ترم ولی سلیطه تر
تهیونگ: سلام اره دیگه دختر کوچوله ماعه
*: نمک دون
تهیونگ: باشه نخور منو
خندیدم رفتیم تو بچه ها دونه دونه اومدن یونا نشت تو لابی ما هم شروع به تمیرین کردیم
هوپی: افرین هانا بدنت رو سفت نمیکنی
*: ممنونم راستی بچه ها من فردا کنسرت دارم
نامی: جدیییییی
~: ماهم دعوتیم
*: بلهه وی ای پی صندلی دارید
_: اخ جانن
دوباره شروع به تمرین کردیم تو یه حرکت من پام پیچ خورد افتادم زمین
*: شیبالل
_: خوبی
~: ای وای چی شد خوبی
*: من خوبم
به سختی بلند شدم دیدم یونا خوابه
*: بچه ها مواظب یونا باشید من میرم بیمارستان
~: اخه چجوری میخوای متور سوار شی من میبرمت
*: نه نیاز نی
~: میبرمت دیگه
*: ممنون
کوک اومد جلو تو یه حرکت براید بلندم کرد
*: من هنوز اشتی نکردم
~: ای بابا
رفت سمت موتور من ترک موتور نشستم و موتور رو روشن کرد رفت سمت بیمارستان
فلش بک به بیمارستان
دکتر: حالش خوبه فقط امروز باید اسراحت کنه
*:هوم باشه
بلند شدیم رفتیم سمت خونه من رسیدیم
*: من برا یونا و جیمن ماشین میفرستم
زنگ زدم به خانم جانگ
مکالمه جانگ با هانا
*: سلام خانم جانگ خسته نباشی میشه برای این ادرس............ ماشین بفرستی
خانم جانگ: سلام ممنونم برای خانم هان میخوایید
*: بله برای خانم هان و اقای پارک
خانم جلنگ: چشم خدانگهدار
پایان تماس
*: کلا کاسکت رو بزارید
_: نه بابا نمیخواد
~: راست میگه ما واردیم
*: میگم بزارید نه نیارید اصلا شما به تخ.مم ولی یونا باید بزاره
&: باشه اشکالی نداره من میزارم
~: اوکی
_: هوفف باشه
*: راه میفتیم
گاز دادم و راه افتادیم سمت استدیو یونا امروز استثنایی باهامون بود بعد 15دقیقه رسیدیم جیهوپ جلوی در بود
*: سلام هیونگ
&: سلام
_: سلامم
~: سلام هیونگ نیم
هوپی: سلام سلام
هوپی: خوش اومدی خانم کوچولو
&: ممنونم
_: دوست دختر منه هاااا
هوپی: باشه چیزی نگفتم که
تهیونگ اومد
~: سلام داداش چطوریی
*: سلام هیونگ
&: اینجا همه هیونگ تو هستن؟
*: اره از همه کوچیک ترم ولی سلیطه تر
تهیونگ: سلام اره دیگه دختر کوچوله ماعه
*: نمک دون
تهیونگ: باشه نخور منو
خندیدم رفتیم تو بچه ها دونه دونه اومدن یونا نشت تو لابی ما هم شروع به تمیرین کردیم
هوپی: افرین هانا بدنت رو سفت نمیکنی
*: ممنونم راستی بچه ها من فردا کنسرت دارم
نامی: جدیییییی
~: ماهم دعوتیم
*: بلهه وی ای پی صندلی دارید
_: اخ جانن
دوباره شروع به تمرین کردیم تو یه حرکت من پام پیچ خورد افتادم زمین
*: شیبالل
_: خوبی
~: ای وای چی شد خوبی
*: من خوبم
به سختی بلند شدم دیدم یونا خوابه
*: بچه ها مواظب یونا باشید من میرم بیمارستان
~: اخه چجوری میخوای متور سوار شی من میبرمت
*: نه نیاز نی
~: میبرمت دیگه
*: ممنون
کوک اومد جلو تو یه حرکت براید بلندم کرد
*: من هنوز اشتی نکردم
~: ای بابا
رفت سمت موتور من ترک موتور نشستم و موتور رو روشن کرد رفت سمت بیمارستان
فلش بک به بیمارستان
دکتر: حالش خوبه فقط امروز باید اسراحت کنه
*:هوم باشه
بلند شدیم رفتیم سمت خونه من رسیدیم
*: من برا یونا و جیمن ماشین میفرستم
زنگ زدم به خانم جانگ
مکالمه جانگ با هانا
*: سلام خانم جانگ خسته نباشی میشه برای این ادرس............ ماشین بفرستی
خانم جانگ: سلام ممنونم برای خانم هان میخوایید
*: بله برای خانم هان و اقای پارک
خانم جلنگ: چشم خدانگهدار
پایان تماس
- ۶.۹k
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط