پارت ۱

ببخشید بد نوشتم . هل هلکی نوشتم . حالا به خوبی خودتون ببخشید.🫠🫣
ویو ا.ت:
خب سلام من ا.ت هست و ۲۰ سالمه و با پدرم زندگی میکنم و خب اممم خب ما فقیریم چون پدرم معلولیت جسمی داره و نمیتونه کار کنه و منم توی یک کافه کوچیکه که ماهانه زیاد پول نمیده کار میکنم و خب مادرم .... خب مادرم مرده. ولی به دلیل نامشخص البته زیادم نامشخص نیست . این منم که نمیدونم چرا و هر موقع که از پدرم هم می‌پرسم یا بهونه میاره و یا بحث رو عوض می‌کنه. و شاید همتون بگید چه مسخره که نمیدونه . آره من نمیدونم چون وقتی ۴ سالم بود مامانم پرواز کرد و رفت توی آسمونا🥺
ویو کوک: خب های من جونگ کوکم ۲۶ سالمه(ای منحرفا) یک مافیا و خب بخوام از وضعیت مالیم بهتون بگم خیلی خر پولم و تقریباً توی تمام کشور های آسیا عمارت دارم .
ویوا.ت
صبح از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و کار های لازم رو انجام دادم و رفتم صبحونه هم برای پدرم و هم برای خودم آماده کردم . رفتم تو اتاق بابام دیدم خوابه . خیلی گوگولی خوابیده بود. ! رفتم سمت تخت و گفتم : (علامت ا.ت :+ و علامت پدر ا.ت:& )‌.
+:بابای خوشگلم، نمی‌خوای بیدار شی؟
&:نه تورو خدا بزار یک دقیقه دیگه بخوابم!!
+:نه خوشگلم ، پاشو با هم صبحانه بخوریم و بعد من برم سر کار.
&:عههه( با حالت کیوت)
+:قربون بابام برم!
خلاصه صبحانمو خوردم و سینی صبحانه رو جمع کردم و آماده شدم و به سر کار رفتم.
توی ذهنم با خودم میگفتم: باید یک پرستار برای بابام بگیرم ، آخه من که نمیتونم روزا مراقبش باشم.
از افکارم اومدم بیرون و سمت مغازه رفتم و رئیس گفت (علامت رئیس٫)
٫:به به خانم ا.ت چه عجب زوداومدی.
(ذهن ا.ت (؟) )
؟: ولش کن ارزش ندارد این اسکل!.
+:بله ، ببخشید برای تاخیر های روز های دیگه)
&اوک.
رفتم سر کارم و داشتم کار میکردم که دو نفر تو مغازه وارد شدن و نشستن ، اونا کسی نبودن جز.......
خماری😁
.
.
.
خب کیوتا🎀شرط ما ......................۵ لایک.۳کامنت
#جونگ کوک #لیسا #بلک پینک #بلکپینک #جنی # جیسو #رزی #وانشات #رهبر #پرسا#پوربلک #نمیا #تکیدو #نیواد #کومان #ایران #اسمات #تهکوک #یونگمین #نامجین #جیهوپ #ا.ت #کیم #یونا #ومپایر #جذاب #من
#خون آشام #عشق #مثلثی #نامجون
#بی تی اس
# وانشات
#کیوت
#سادیسم
#جیمین
#تهیونگ
#هات
#فیلم
#آرمی
#رمان
#کیپاپ
#کیدراما
#شوگا
#جین
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

سناریو مایکی پارت ۴

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

معرفی اولین فیکمون

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

مافیای من

سناریو ران پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط