{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک:♡✧When he was your aunt's son and...♡✧

فیک:♡✧When he was your aunt's son and...♡✧
part1
___________
ویو ا.ت (نگران نباشید میاد جیمین)
سوار هواپیما شدیم و حرکت کردیم چند ساعت بعد
رسیدم کره وایییی دلم برای هوای کره تنگ شده بود هوا رو کردم تو ریه هام کردم و از دهن دادمش بیرون
م.ت: بیا دیگه داری چیکار می‌کنی اینه مجسمه اونجا وایساده منو نگاه می‌کنه (ولی از حق نگذریم مامان مهربون ای داره ها😂)
پوکر نگاش کردم که
م.ت: چیه بزغاله بیا دیگه (اشتباه کردم😐🤭)
م.ت:تو زر نزن بنویس
اد:(چشم 🫡🥺)
حرکت کردیم به خونه جدید خونه نه عمارت اشتباه گفتم 😐😅
رسیدم به عمارت وایی از عمارت قبلی مون بزرگ تره و...
خماری
(بچه ها واقعا ببخشید باید واسه امتحان زبان بخونم په فعلا تمام)

آدمین =یونا
دیدگاه ها (۱)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٢از بابام خداحافظی کردم سوار هواپیما ...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط