عشق قدیمی p9

جنی:واقعا درکتون نمیکنم
الکس:ببین من اون موقع ک بهت خیانت کرد بهت چی گفتم،گفتم کاری میکنم که هیچوقت خودشو نبخشه و الان دارم همین کارو میکنم
جنی:الان اون نامزد داره یورا خیلی دختر خوبیه اون با تهیونگ خیلی خوشحاله من چطور میتونم اونارو جدا کنم نوچ نمیشه
الکس:واقعا اینارو جدی داری میگی کسی ک ی بار خیانت کنه دوباره خیانت میکنه واقعا میخوای این بلا هم سر یورا بیاد
واقعا حرفاش حق بود درسته نباید ب یورا هم خیانت کنه دیدم جیهوپ هم از در رستوران امد تو الکس ی دستی براش تکون داد امد
جیهوپ:سلام ب همگی(سرد)
الکس:سلام
جنی:چیزی شده
جیهوپ:ن چیز خاصی نیس،ایشون رو بهم معرفی نمیکنی
الیس:I'm Alice, fiancee of Alex(من الیس هستم نامزد الکس)
جیهوپ:I am Jhope, brother of Jenny(منم جیهوپ هستم برادر جنی)
الیس:خوشبختم
جیهوپ:همچنین کره ای هم بلدین
الیس:اره الکس بهم یاد دادن
جنی:خب بچها گشنه تون نیس اممم گارسون من استیک میخوام شما چی
الیس :منم همین رو میخوام:)
جیهوپ:منم تتئوکبوکی میخوام
الکس :کیمچی
گارسون:چشم تا ده دقیقه دیگه میارم
بعد ده دیقه غذا هارو آوردن همش میگفتیم و میخندیدیم اما جیهوپ همش تو خودش بود انگار ب زور اورده بودنش
الکس:خب نقشه اینه تا موقع عروسی من جنی طوری نقش بازی میکنه که دوست دختر منه الیس توی این مدت تو باید دوست یورا باشی و طوری باید رفتار کنی ک هیچوقت همدیگر رو ندیدیم جیهوپ تو هم ی شب با تهیونگ میری بار و ی دختره میندازی بهش همون موقع تو ازشون عکس میگیری بعد آلیس و یورا میرن توی همون بار و یورا تهیونگ رو با اون وعض میبینه و جیهوپ توهم باید با یورا میری بیرون و میگی میرسونیش باهم دیگه میرید خونه مشترک تهیونگ و یورا و شب رو همونجا میمونی و جنی تو باید همون شب ب تهیونگ زنگ میزنی و میگی ک با الکس کات کردی و خیلی ناراحتی و قرار میزارین منم ی عکاس جور میکنم ازتون عکس بگیره خب حالا همگی فهمیدین چیشد
جیهوپ:خب من همه چیز رو فهمیدم فقط اینو نفهمیدم ک چرا برم خونه یورا و شب رو همون جا بمونم
الکس:خب منم اینو نمیدونم الیس اخر فیلم چ اتفاقی افتاد
الیس: پسره میره خونه نامزدشو با یکی دیگه میبینه و کاملا از هم جدا میشن
همه:آها
جنی:قبوله
بعد نیم ساعت پاشدیم رفتیم اما جیهوپ همش تو خودش بود
دیدگاه ها (۰)

اورلورا

چندپارتی

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

خب سیسیااا سلام 🦇بچه ها خب دیشب من گیربمم رو کردم و رفتم پار...

پارت ۱۰ — این بار بدون دعوادو سه روز بعد، یورا دوباره به باز...

پارت 51

رین بخواد خودکشی کنه*ویو ا.ت*یروز خیلی بد رو شروع کردمبا رین...

پارت ۲

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط