P27

وااااای احساس میکنم فیکام خیلی چرتههههههه میشه یه زره بهم نظر بدید درموردششش هیچی برای ادامه ب ذهنم نمیرسه فق اینکه بکشمشون😂💔
___________________________________________________
بعد از تموم شدن مراسم به جنی زنگ زدم
@الوو
_جنیی کجایی دلم خیلی برات تنگ شده
@هی بیب آدرس خونتو بفرست (لحن تمسخر)
_(خنده)باشه
@راستی…
_بله
@وقتی اومدم بهت میگم
_اوکی فقط سرییییع بیا
(جنی رسید خونه ات)
@اتتتتت
_جنییییییی(همو بغل کردن)
_خیلی دلم برات تنگ شده بود دختر
@وای منم
…:عام سلام
_س…سلام(لبخند)
@عاممم بهت گفتم میخام یه چیزی بگم
میخاستم بهت بگم ک داداشم میاد
(علامتش •)
•من جون وو هستم
_عا منم ات(دست دراز کرد)
@بریم داخل؟
_اره بریم(لبخند)
@هییی ات خیلی خونه خوشگلی داری
_(خنده)خب چی میخورید
@چی داریییی(ع من😂🤌🏽)
_واااای برات کیکککک درست کردم
@نگو ک…
_دقیقا توت فرنگی
@عررررر کجاست
_بزار برات بیارمش(خنده)
•میگم(آروم)
@بله
•ات دوسپسر داره؟
@فک نکنم ولی ازش میپرسم حالا چرا(لبخند شیطانی)
•هی….هیچی بابا
_خبببب کیک اوردممم
@واییی چقد خوشگله
_صد در صد
(یه پیام برای ات اومد)
+همین الان بیا دم در
_اگ نیام میخای چیکار کنی
+من میام
_خیلی خب روانی همونجا بمون الان میام
(رو به جنی)
_عام من یه لحظه میرم پایین
•اتفاقی افتاده؟
_نه نه(لبخند)
_سریع سریع رفتم پایین:اینجا چیکار میکنی
+اون پسره کی بود رفت داخل خونت
_به تو مربوط نیست
+به من مربوطه (یکم داد)
_حواست باشه داری با کی حرف می‌زنی
+مگه کی هستی جز یه زیر خواب(عربده)
_زدم توی گوشش
جون وو ویو
ده دقیقه ای می‌شد ک ات رفته بود
رفتم پایین نگاه کنم کجاست
•هی هی هی عوضی داری چیکار میکنی
+گمشو کنار عوضی
_باشه جون وو تو برو داخل
•نه خیر من جایی نمیرم
+یقش گرفتم :تو کی باشی ها(عربده)
_جونگکوک ولش کننننن
•محکم یقش گرفتم:بیا نشونت بدم
_بسه بسه جونگکوک ولش کن
@اینجا چ خبره (بلند)
_جنی لطفا لطفا جون وو رو ببر
@جون وو راه بیوفت
•جنی…
@خفه شو گمشو توی ماشین هی ات خیلی ببخشید
_من معذرت میخام جنی فردا باهات تماس میگیرم
@خیلی خب باشه
+اون عوضی چیکارته
_داداش جنیه خب(بلند)
+مچ دستشو گرفتم بردمش بالا(داخل خونه ات)
_هی چیکار میکنی
+در خونه رو قفل کردم:قراره بدجوری تنبیه بشی
(اصمات کامنتز)
خب خیلی نوشتم بای باییی😂🤌🏽
دیدگاه ها (۲۲)

My dady پارت①①دختره اومد. یه لباس سفید با روپوش مشکی تنش بود...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

پنهان عشق

#سناریو #درخواستی وقتی بازیگریم و تو یکی از فیلم هامون با یک...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پدر خوانده فصل دو

سناریو قفل آبی

پارت 22 رمان عشق مدرسه ای و هیونجین وقتی به خونه رسید ات رو ...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط