پارت ۱۳

پارت ۱۳
جیسونگ: من جیسونگم و این شیطون کوچولو هم بیب کوچولوی خودم هانائه
هانا: هوی جیسونگ پرو شدی‌ها اینا رو نگو ا.ت جونم(چه زود صمیمی شدی گلم)فکر می‌کنه من واقعا شیطونم😒
ا.ت: این پسرا همیشه چرت و پرت می‌گن اهمیت نده خوشمل خانوم😁(جوری که فقط هانا بشنوه)
سونگمین: سلام منم سونگمین و اون بانوی زیبا هم که داره میاد سمتمون دوست دخترمه
میسو: وای بچه‌ها ببخشید دیر کردم،عه سلام قشنگم اسم من میسوئه خوشحالم که بالاخره باهات ملاقات کردم(این حرفا رو به ا.ت زد)
ا.ت: همچنین منم خیلی خوشحالم که امشب با همتون آشنا شدم
جونگین: خب چقدر معرفی‌تون طول کشید خسته شدم خوبیش اینه که ا.ت از قبل چانگبین می‌شناخت(این بچم بین اینا سینگلن😂)
ویو جونگین
بعد از معرفی هممون ویسکی سفارش دادیم و این خنگول(ا.ت رو میگه)هم بعد ۳ تا پیک مست شد و رفت جلو تا این و دخترا با هم برقصن من و پسرا هم نشسته بودیم و داشتیم با هم حرف می‌زدیم که چان زد به شونم و گفت
چان: هی پسر اون ا.ت نیست که داره با یه پسر می‌رقصه؟
جونگین: آره خودشه(عصبی)من الان برمی‌گردم اگرم نیومدم بدونین که منو ا.ت رفتیم
چان:
با کمک srmy508bts@
دیدگاه ها (۲)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴۰ صبح آخرین روز مدرسه بود.حیاط خلوت‌ت...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

هم سلولی خطرناک (part5) ماشین توی جاده‌ی تاریک پیش می‌رفت چر...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_15فص...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

فصل سوم: شامِ نقاب‌هافردا شب، عمارت جئون برخلاف سکوتِ مرگبار...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۴ — حالا ما چی هستیم؟باران کم‌کم آرا...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت سوم | «نشانی که نباید دیده می‌شد»زن...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط