سناریو از Jimin

وقتی دیگه دوست نداره🙍🏻‍♀💔

با نگرانی بهش همینطور خیره شده بودی و ناخونات رو میجویدی
رفتار جیمین کلا تغییر کرده بود اون جیمین قبل نبود
روی کاناپه نشسته بود و سرد به گوشیه روبروش خیره شده بود
گوشی رو کنار گذاشت و سرش رو به تاج کاناپه تکیه داد ،چشم هاش رو بست و نفس عمیق بلندی کشید
کمی بهش نزدیک شدی و گفتی
-بیب اتفاقی افتاده؟
نگاه خنثی‌ای بهت انداخت و به سمتت برگشت و گفت
+ا٫ت میخاستم یچیزی رو بهت بگم
میدونم ناراحت میشی ولی
من دیگ اون حس قبل رو بهت ندارم و فک میکنم ک بهتره جداشیم
و با پایان حرفش بلند شد و برای همیشه از اون خونه..و از اون رابطه رفت
اما برای همیشه در قلب ا٫ت موندگار شد

✓ #madi ~ #Scneario ~ #Jimin ~ #bts ❜
⊸ @army_bts_ot7
دیدگاه ها (۳۵)

P16آچا داشت فلوتش رو میزد و آهنگ جدیدی که معلمشون بهش داده ب...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

«درخواستی»ــــــــــــــــــــــــــــــــهمه چیز برمیگرده ب...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط