پارت ۵
با هیونگ داشتم صحبت می کردم که اون دختر با قهوم اومد
+: ببخشید منتظر موندید نوش جان ( لبخند)
-: ممنون شما خانم ( لبخند)
+: لی ا/ت هستم . ا/ت صدام کنید.
-: خوشوقتم (لبخند)
داشتم با ا/ت حرف میزدم که به نفر صداش کرد لعنت به اون آدم أهههههه
+: ببخشید من باید برم ( تعظیم کرد و رفت )
*: اوووو پسر خبرایی هست ( لبخند شیطانی)
-:نه .... شاید ..... آره
*:مبارک باشه ( لبخند شیطانی)
-: میگم هیونگ میتونی اطاعت این دختره ا/ت رو میگم دربیاری
*:آره چرا که نه فقط داداش مطمئن هستی داری چی کار میکنی
-:آره . تو مشکلی داری ( جدی )
*:نه چرا پاچه میگیری . خب من دیگه باید برم بابای
-: باشه خدافظ ( سرد )
+: ببخشید منتظر موندید نوش جان ( لبخند)
-: ممنون شما خانم ( لبخند)
+: لی ا/ت هستم . ا/ت صدام کنید.
-: خوشوقتم (لبخند)
داشتم با ا/ت حرف میزدم که به نفر صداش کرد لعنت به اون آدم أهههههه
+: ببخشید من باید برم ( تعظیم کرد و رفت )
*: اوووو پسر خبرایی هست ( لبخند شیطانی)
-:نه .... شاید ..... آره
*:مبارک باشه ( لبخند شیطانی)
-: میگم هیونگ میتونی اطاعت این دختره ا/ت رو میگم دربیاری
*:آره چرا که نه فقط داداش مطمئن هستی داری چی کار میکنی
-:آره . تو مشکلی داری ( جدی )
*:نه چرا پاچه میگیری . خب من دیگه باید برم بابای
-: باشه خدافظ ( سرد )
- ۱۰.۲k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط