{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یستاده‌ام!!!!

یستاده‌ام!!!!
کناره جاده ی خیالم،
و فریاد می زنم، مستقیم،
بسوی شهر آرامش،
جایی که دیگر مه آلود
نباشد،
به روستای فراموشی که
کوچه پس کوچه هاش
بوی زندگی دهد،
یا به کلبه ای که پر از بی
خاطر گی باشد،
یا شهری به نام عشق
آقا لطفا دربست.
دیدگاه ها (۱)

⇦بـــــبین چه بخای چه نخای تـــــღـــــو عشقه منی.. هنوزم دو...

aSsheQetoOonaM dOoOSstayee wiSsgoOonie Me♡♡♡♡

nakhonaye khodam..hamin alannnn♡♡

ساده از دس نده کسیو ک تو رو فقط واس خاطر وجود خودت میخواد......

تابستان‌نشین املش فقط چند قدم با شهر فاصله داره اما دنیایی پ...

پارت ۲۰:

پارت ۳۰ — «این بار، انتخاب با هر دویشان بود»وقتی یونگی رسید،...

کابوی احمق:۲

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

(:♡ رز ابی من part .1.(اول عکسارو تا جایکه گفته شده بخوانید ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت پنجم: طوفانِ خشم و شبِ بی‌امان[دیدگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط