{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنارجاده ی مجازی ِ خیال ایستاده ام

کنارجاده ی مجازی ِ خیال ایستاده ام

و داد میزنم :دربست تا آرامش ...

مرا ازاین شهر ِ مه آلود ببرید

به روستای ِفراموشی

و کوچه هایِ بی خاطره

دربست لطفا!
دیدگاه ها (۱)

چشای من دنبالته               دلم هنوز تو فکرتهمیخوام بگم دو...

قرار من با خـــدا این شد که...من چشمامو ببندم...دستمو بذارم ...

رفتم پیش خدا...بهش گفتم :اونی که میخوامش بهم بده 5 سال ازعمر...

PART 4[ویو نارا] برگشتم ببینم پرنسس داره چیکار میکنه، ولی.. ...

پارت ۱۷Y:"!شصت پام تو چشات زدی رو انگشتممم"یاهیکو داشت زور م...

هوچی گرهای مجلسی باز عقلشان از کار افتاده رسایی به کجا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط