:: آن مرد غرق شد ::

:: آن مرد غرق شد ::

مرد با همسر و فرزندش در حال عبور از روی پل معلق اهواز بودند. از روبرو دو سرباز امریکایی و انگلیسی که مست بودند به طرف آنها می آمدند.
سرباز امریکایی با چشمان دریده به زن خیره شده بود و تلوتلو خوران به سمتش می آمد. گویا قصد بدی داشت.
مرد جلو رفت تا از ناموسش دفاع کند. دعوا شد. مردم جمع شدند؛ پاسبان های ایرانی هم بودند.
سربازهای مست مرد را از بالای پل به رودخانه انداختند.
مردم همهمه کردند و از پاسبان ها خواستند تا انها را دستگیر کنند. پاسبان ها گفتند: ماحق دستگیری و محاکمه انهارا نداریم!!
(بخاطر قانون کاپیتولاسیون)
پدر جلوی چشم زن و بچه اش غرق شد.
دو سرباز امریکایی و انگلیسی بلندبلند می خندیدند و دور می شدند.
مادر و فرزند نرده های پل را گرفته بودند و بلند بلند گریه می کردند.

. . . 30 سال بعد . . .

" شما وارد محدوده آب های جمهوری اسلامی ایران شده اید. بدون مقاومت تسلیم شوید."این صدای بلندگوی قایق ایرانی بود که به طرف آنها می آمد.
وقتی سربازان ایرانی به قایق انگلیسی رسیدند، آنها با ترس و وحشت دست ها را بالا برده بودند. یکی شان هم خودش را خیس کرده بود!
این عزت را مدیون شهدا هستیم...


«نثار شهدای انقلاب صلوات»
دیدگاه ها (۶)

{محکوم به لمس } part 1 杂交种 استرس اضطراب ترس در جانش آمیخته ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :من یک چیزهای مبهمی از ...

آنان که شرم داشتند مُردند؛آتش‌سوزی در حمام‌های زنان در قاهره...

جادویی به نام عشق

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_50فصل بیست‌ودوم...

پارت اول راز خون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط