آوای دروغین

part32


رفتیم پایین یه راننده اومد سمتمون و جونگکوک بهش گفت سوئیچ و بده به ما و خودش بره
سوار ماشین شدیم
+من چرا هیچ وقت ماهان و اینجا ندیدم
_اون بیشتر اوقات پیش جی‌هوپه
+یعنی هر کدوم یه راننده دارید؟
_نه ولی هر کدوم یه راننده مورد اعتماد داریم
+یعنی تو به ماهان اعتماد نداری
_نه بابا تو چرا انقدر حساسی و اینکه اون با جیهوپ دوست صمیمین
سری تکون دادم و بیرون و نگاه کردم
دروغ چرا لباسم خیلی باز بود و معذب بودم ولی اون‌یکی لباسم خیلی کیوت بود و نمیتونستم واسه بار بپوشم
با ترمز کردن ماشین جلوی یه بار از افکارم بیرون اومدم و پیاده شدیم
وارد بار شدیم خیلی مدرن بود ولی همه جا پر از دود بود و همین حالم و بد میکرد
کوک از همون بدو ورود رفت سمت میز نوشیدنی ها یه مشروب برداشت و اومد کنارم روی یه صندلی نشستم اونم اومد سمت راستم روی صندلی نشست
یکم باهم گپ زدیم و بعد اون رفت سرویس بهداشتی
تازه چند ثانیه از رفتن کوک گذشته بود که یه پسر اومد نشست کنارم
@ تنهایی بیبی؟
اخمامو کشیدم توهم و گفتم:خیر تنها نیستم
@ چرا ناز میکنی عشقم
+گمشو اونور بینم
دهنش خیلی بو الکل میداد و داشت حالم و بد میکرد
دیدگاه ها (۱)

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

اجبار به بدبختی پارت ۳۰

part 2بعد اینکه پزشک دارو ها رو تجویز کرد.. با تشکر از اتاقش...

پارت ۵۸

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.1 (روایت از زبان ن...

پارت ۲۴ وارد خونه شدیم. داداشم هنوز داشت درباره‌ی مهمونی سؤا...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

پارت ۳۷

ددی خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط