{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‎حالا كه تمامَت براى من است

‌‎حالا كه تمامَت براى من است
‌‎حالا كه ميدانم با خيالِ راحت دارمَت
‌‎حالا كه ميتوانم پُزِ با تو بودن را به عالم و آدم بدهم
‌‎روزى هزاران بار افسوس ميخورم!
‌‎اى كاش
‌‎خيلى قبل تر ها
‌‎زندگى
‌‎ما را،
‌‎از دو گوشه ى اين شهرِ بزرگ برميداشت و
‌‎سنجاقمان ميكرد به هم...
‌‎اى كاش زودتر از اينها داشتمَت!
‌‎
دیدگاه ها (۱)

خیلی خب! الان دیگه وقت رمان نویسیه.

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

مرگ در اغوش معشوقه خود

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۲با قدم های شمرده و آروم ...

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

Kim v

part:1{این رمان درخواستی هست و به گفته خود فرد نوع نوشتار خو...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط