فیک نامجون پارت دهم(فکر کنم) (میکاپ آرتیست)

نامی . خوش اومدی....بیا تو

وای خیلی خوشگل شده بود
خیلی جذاب شده بودددد
همین جوری بهش نگاه میکردم که

با یه نیشخند

نامی . نمیخوای بیای تو

ا.ت . ها .. چی .. هااااباش اومدم

رفتم تو خیلی غذا لوی خوب میداد
از لذت چشمام رو بستم

به خودم اومدم که

نامی . برو بشین تا برات چیزی بیارم

رفتم رو کاناپه نشستم

رفت دو تا شراب آورد ریخت و بهم داد

هر دو خوردیم

یکم حرف زدیم

بعدشم گفت که غذا آماده شدن

منم خواستم بهش کمک کنم ولی نداشت دیگه منم کاری نکردم
تقریبا بعد چهار مین میز رو چید منم
رفتم نشستم
باورم نمیشد خودش درست کرده
کنجکاو بودم ازش پرسیدم

ا.ت . خودت گذاشتی؟

یکم مکس کرد

نامی . امممم یکم

ا.ت . یکم؟؟

نامی . خب جین بهم کمک کرد که درست کنم

یه لبخند زدم

ا.ت . آها گفتم... فکر میکردم اگه خودت درست کنی خونه آتیش میگیره

اونم خندید

دیگه شروع کردیم به خوردن
خیلی خوب بود دوسش داشتم

(نامی درحال تعریف کردن داستان)

نامی درحالی که ا.ت از خنده جر میخوره
داشت می‌گفت

نامی . شکوندمش بعد شوگا اعصبانی شد اون رو کوبید رو سرم بعد فردا هم رفت به پی دی
نیم گفت که اتاق هامون رو عوض کنه

ا.ت. واییی خیلی خوب بود

نامی لبخند زد

و بعد هم کلی داستان های دیگه هم گفت

مثلا روزی که گوشی جیهوپ رو اشتباهی انداخت تو آب

یا غذا های جین رو میکرد و یکیه نمی‌فهمیدن

با وقتی لباس های کوک رو میپوشید

و...

تقریبا همه غذا هارو تموم کرده بودن

ظرف هارو گذاشتن رو ظرف شویی و رفتن رو کاناپه ها نشستن

نامجون یه فیلم باز کرد تا ببین

نامجون فقط به ا.ت نگاه میکرد وو اون هم متوجه میشد

که اونم برگشت سمت نامجون که همین که برگشت نامی لب هایش رو کوبید رو لب ها دخترک
هر دو همکاری میکردن

نامی . حاضری

ا.ت . اره

نامی اوت رو برآید استایل بغل کرد و برد سمت پله ها و رفت بالا در اتاق رو باز کرد و دخترک رو انداخت رو تخت و روش خیمه زد


خب خب چون اصماته و نمی‌خوام اینجا بنویسم پس باید توی کامنت ها برای پیام بدین یا توی پیوی که واستون بفرستم

ممنون که حمایت میکنی
شرط ها
لایک ۸
کامنت ۳
و تمام
بوس 🎀
دیدگاه ها (۲۵)

سناریو مایکی پارت ۵

همسر غیره منتظره

سناریو سانزو پارت ۱

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

سناریو میتسویا پارت ۳

سناریو جدید

مافیای من

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط