باز هم جمعه شدو غصه ی من تازه شده

باز هم جمعه شدو غصه ی من تازه شده
درد این بی خبری بی حد واندازه شده
بازهم جمعه شد چشم به ره مانده شدم
باز از دوری تو خسته و در مانده شدم
باز هم جمعه شدو ازتو خبر نشنیدم
باز از بی خبری های دلم نالیدم
باز هم درد فراغ کمرم را خم کرد
باز دوری تو چشمان مرا پر نم کرد
باز هم جمعه شد وچشم به در منتظرم
شاید آورد صبا ازمه رویت خبرم
دیدگاه ها (۱)

صب با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم. ساعت ۱۱ بودم. بلند شدم ...

عاشقانه های شبنم

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

صدای محکم بسته شدن در ماشینی از پایین رشته فکراش رو پاره پار...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۹ویو لیا:از پله‌ها رفتم بالا ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۴بچه ها برای اینکه ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 51 " " ویو پارک جیمین ...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط