محو زیبایی او

محو زیبایی او
پارت ۴۴

ویو رزا
از درمانگاه خارج شدم ته یونگ کنارم بود و من لنگ میزدم که فکری به ذهنم رسید

+ ته یونگ چرا اتاق صدا رو چک نمی کنید منبع بلندگو اونجاست

- چه فکر خوبی چرا به فکر خودم نرسید خرگوش کوچولو باهوش

+ اوف خیلی طولانی شد

ته یونگ خنده ای آروم زد دلم آروم گرفت خیلی وقت بود لبخندی به این زیبایی از ته یونگ ندیده بودم البته بجز یه ربع پیش توی درمانگاه
ته یونگ جونگ کوک رو صدا زد و جیمین هم پشت جونگ کوک اومد سلین رو اونور راهرو دیدم که فریاد میزد

÷ وایسید منم بیامممم

بهمون رسید با نفس نفس زدنی جلوم ظاهر شد

÷ کجا میرید ؟

+ میریم اتاق صدا رو چک کنیم

÷ اوه چه فکر خوبی کار می بود ؟

هیچکی صحبت نکرد

+ شاید من

با معذبی گفتم

÷ رفیق باهوش خودمی

نیشخنده ای زدم
و به اتاق صدا رفتیم ته یونگ جلوتر از همه درو باز کرد هیچکس نبود پس صدای بلندگو از کجا بود سیم های بلندگو کشیده شده بودند

جیمین : شاید موقعی که بخوان حرفی بگن اون آدم برگرده اینجا من اینجا میمونم تا ببینم کسی میاد یا نه

- باشه پس ما میریم

از اتاق صدا خارج شدیم عجیب بود پس صدا از کجا بود

÷ رزا امروز بیا یه پارتی راه بندازیم

+ کجا ؟

÷ تو اتاق خوابمون چهارتایی من تو مارال و میا

+ حله امشب رو میترکونیم هورااااا

÷ هووووورا

و خنده ای زدیم

اسلاید دوم لباس این چهار نفر برای پارتی شبانه

حرفی ندارم فقط تسلیت میگم واسه سال تحصیلی خودم دارم میمیرم از ناراحتی 😭😭😭😭😭

شرط
لایک ۲۰
کامنت ۱۵
بازنشر ۸

❤️ حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۲)

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیستم: خیانت از نزدیک‌ترین فاصلهصدای...

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

### پارت ۵: طوفان در اتاق کارسرمای اتاق کار جونگ‌کوک، با ورو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵³ویو: اترسیدیم به عمارت.همین که د...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : ششم » بعد همه سوار ون ها شدن و راه ا...

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹³_و یه بچه‌ی دیگه جایگذینش شدنفسم بند...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط