ازدواج قرار دادی ۶۶

با صدای آخ کسی به خودش اومد
و با جین رو به رو شد

هانا با نگرانی گفت:
ارباب، دستتون چی شده؟

جین بدونه اینکه به هانا نگاه کنه گفت:
دستم خورد به ماهیتابه سوخت

هانا: آخه شما تو آشپزخونه چیکار می کنید؟
جین: خب از اجوما پرسیدم که غذا کجاس بعد اومدم از همون ظرفی که گفته واسه خودم غذا بریزم که اینطوری شد

هانا:خب به من می گفتین که براتون غذا بریزم تا وقتی خدمتکارا هستن، شما اینجا چیکار میکنید؟!

جین با این حرف هانا به خودش اومد و سرش رو آرورد بالا و به هانا نگاه کرد

ویو هانا: یا خود خدا! چرا انقدر این خوشگله!!؟

#جیمین
#فیک
این داستان ادامه داره....💜
دیدگاه ها (۱)

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡پارت چهارم╰┈─────...

چند پارتی جیمین پارت چهارم

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶¹ویو: اتفردا...دست کوک رو گرفتم و...

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

پنهان عشق

پارت ۳یوری : زود بااش لباست رو بپووووششات : چشمالکس : ببخشید...

رمان پارت۲بک جین هنوزم باور نداشت که باکو بازم باهاش دوست شد...

سه روز بعد قهر واقعی💔سه روز گذشته بود تو باهاش حرف میزدی،اما...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_14 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄اول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط