زیبای خفته پارت ۱۰

جیمی نزدیکم شد و از همون دیشب لخت بود.ترسیدم و عقب عقب رفتم.میدونستم بازم ازم میخواد هنوز صداش ک گفته بود منو تهیونگو میکشه تو سرم بود.برای همین گفتم «الان دقیقا ازم چی میخای؟»گفت«ی خونه ک خودمو خودت توش باشیم...»
گفتم«خودت میدونی من فقط واسه کنسرت شما ۱۰سال پول جمع کردم ک وقتی رسیدم منو دوس دختر خودتون میدونستین و ی دروغی ک همون اول بهتون گفتم...»
جیمی گفت«چ دروغی ؟»گفتم«من کره ای و پولدار نیستم!من تو ایران بزرگ شدم!من هیچ پولی و خانواده ای نداشتم و تو پرورشگاه بزرگ شدم!»جیمی گفت«ایران؟؟؟مگه اونجا دخترا میتونن زنده باشن؟»از حرفش خندم گرفت و گفتم«ایران بهترین جاهای باستانی و تاریخی و زیبا رو داره!فقط یسری مشکلات واسه دخترا هس ک تازگی داره حل میشه!»
خندید و رفت داخل حموم...
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

دزیره کلاری میگفت ؛ فکر میکردم بزرگ شدم تا وقتی که عاشق شدم ...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

خیابون یا عزاداری؟؟بزا ی مثال برات بزنم و خلاص.زمان عاشورا ش...

خیابون یا عزاداری؟بزا ی مثال برات بزنم و خلاص.زمان عاشورا شد...

بسیار مهم.میگن نظر شما چیه،دهه فاطمیه ست،عزاداریه،سینه زنیه....

چندپارتی

پارت ۲۲

Part ³⁶ویو جونگکوکرسیدیم عمارت پیاده شدم و درو واسه فسقلی با...

سرنوشت پارت(۱۱)

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط