دختر بابایی ادامه پارت هفت

- چی مشکوکه هیونگ؟
« اول اینکه یوجین همش فکرش درگیر بود و نمیتونست بخوابه و دوم اینکه وقتی ازش پرسیدم چی شده چیزی گفت چیزی نشده وقرمز شد و سوم اینکه تا تو اومدی محکم چشماشو بست تا بگه خوابه چهارم اینکه تو محکم بغلش کردی و دقیقا حساس ترین قسمت بدنش یعنی گردnشو بوس کردی و پنجم  با اینکه مثلا خوابه ولی وقتی گردنشو بوs کردی قرمز شد
- یااا هیونگ من همیشه اینجوری بغلش میکنم و گردنشو بوs میکنم
« ولی چرا باید قرمز شه و قبلشم همش فکرش یه جایی باشه که نتونه بخوابه ؟
+ اههههه این بحثو تموم کنین دیگهههه آپااااا برو زنتو بغل کن بخوابببب تو که همیشه زود می‌خوابی و خوابت میاد الان چرا نمی‌خوابی
« چون این قضیه مشکوکهههه
+ هیچیشم مشکوک نیس ( دوباره قرمز شد )
« وقتی قرمز میشی یعنی مشکوکه . چرا از جونگکوک خجالت میکشی
+ یاااا آپاااا من که خجالت نکشیدمممم ( قرمزززز)
« باشه یکی تو راست میگی یکی صورتت یعنی من اینقدر خنگم که از روی صورت دخترم نفهمم چی تو سرش میگذرههه؟
- اوووووووففففففففففف هیونگگگگ بسههه من صبح کار دارم باید بخوابم
« تا نگین اینجا چه خبره من نمی‌زارم بخوابین
@ یاااااا چه خبره نصفه شبیییی
« ( همچین براش تعریف کرد )
@ ودففف ؟ یوجین تو چشمام نگاه کن بگو چی شده
+ (از خجالت می‌ره زیر پتو )
- می‌خوام راستشو بگم یوجین
+ ( پتو رو محکم تر می‌کشه رو خودش)
- من بهش اعتراف کردم و بوsیدمش اونم ازم خجالت می‌کشه
«@ چییییییییییییییییییییییییییییییی
- همینی که شنیدین
@ واییییییییییی خداااا بلاخره بهش گفتیییی ( ذوق مرگگگ)
- اهوم
@ وایییی
« یه دقیقه وایستاااا ............ چییییییییییییی
- نخودچی
« هه هه هه خندیدیم، واقعا میگی
- من کاملا جدی بودم
+ بسهههههههه ( جیغغغغ)
@«- 🤣🤣🤣🤣🤣 باشهههه
ادمین : همشون دراز کشیدن
- بیا بغلم بیبی گرلم ( آروم)
+ عههه جونگکوک بسههه ( آروم)
- خو چیه می‌خوام دوست دخترم تو بغلم باشه
+ عههه
- ( بدون هیچ حرفی کشیدش تو بغلش)
- دوستت دارم
+ من دوستت ندارم
- چی؟
+ من عاشقتمم ( کیوت )
- خووداااا کیووووتتت مننننن
- روتو اینور کن
+ ( روشو برگردوند سمت کوک )
+ هوم؟
- (بدون هیچ حرفی به سمت لباش رفت و لیسش زد و به بوسه‌ی کوتاهی رو شروع کرد )
« بسه دیگه ، بخدا چیزی بیشتر از بوسه بشه رابطتون کوک من تو رو میکشمممم
- نگران نباش یوجین هنوز کوچولوعه
« خوبه
+ من کجا کوچولواممم
- برای رابطه واقعی کوچولویی و زوده برات
+ عههههععهععهعهههه نموخام در موردش حرف بزنین
- چشم خوشگلم
+ آفرین ددی جونم
- ددی ؟
+ چیزه خب یادم رفت دیگه ددیم نیستی
- من که می‌دونم چیااااا می‌خونی که به من میگی ددی ، من از اولیم میدونستم بی ال می‌خونی پس چرا خودتو به اون راه میزنی ؟هوم ؟ همیشه اینجوری صدام کن ، اینجوری دوست دارم ( همه رو در گوشش گفت)
+ ت...تو ا.... از کُ....کجا می‌دونی
- یه بار میا صدات زده بود کارت داشت تو که رفتی پیشش دیدم صفحه گوشیت بازه و خب .... چیزای خوبی هم ندیدم
+ ببخشید دیگه نمیخونم
- اشکالی نداره بیبی گرلم بخونی اشکالی نداره چون حداقل یاد میگیری چجوری باید رابطه داشته باشی ( در گوشش)
+ بزار بخوابمممم
- باشه بخواب ولی قبلش یه چی یادت رفت
+ چی؟
- ( به لب خودش اشاره می‌کنه)
+ چیزههه اووومممم باشه ( آروم بهش نزدیک میشه و لباشو می‌زاره رو لبای کوک کوک هم همکاری می‌کنه ولی اون بین یه گاز کوچیک از لب یوجین میگیره )
- ( اون گازی که گرفت از قصد بود که لب یوجین کبود شه )
+ اووییی چرا گاز گرفتییی
- لبای بیبیم بود دوست داشتم گاز بگیرممممم
+ خو کبود میشه
- منم این کارو کردم که کبود بشه
+ (خودشو چپوند تو بغل کوک)
ادمین : چند هفته میگذره که تولد یوجین میشه اون شب همه ی اعضا و میرا و کلی مافیا توی تولد یوجین بودن ( نکته : تهیونگ و میرا باهمن) کوک و یوجین هنوز پیش مهمونا نرفته بودن توی اتاق بودن و داشتن آماده میشدن یوجین آرایش کرد و موهاشو حالت داد میخواست لباسشو بپوشه دید نمیتونه زیپ لباسشو ببنده
- چی شده؟
+ نوموتونم زیپو ببندم
- بیا برات ببندم
+ (رفت جلوی کوک و پشت کرد بهش تا کوک براش ببنده)
ویو کوک
--------------
- ( کمر باریکش داشت دیوونم میکرد دستم به کمرش که خورد بدنش لرزید داشتم دوباره هورنی میشدم لبامو نزدیک کمرش کردم و داشتم مارک میکردم که )
+ کوک داری چیکار میکنی؟
- ...............


خماریییییی
یاع یاع یاع یاع یاع یاع
خب بچه ها یه اسپویل دیگه


کوک یه رازیو از یوجین پنهان کرده که همه اینو میدونن ولی یوجین نمیدونه
یوهاهاهاهاهاهاهاها
دیدگاه ها (۸)

بادیگارده شخصی من پارت ۸

Love youپارت یازدهم§سلام کوک&کوک صدام نکن هرزه§او ددی این هر...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

مافیای من

اجبار به بدبختی پارت ۱۴

### سناریو BTS 💜وقتی بهشون میگی: «ددی، میشه بغلم کنی؟» (در ح...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

پارت ۲۶

شاگرد لوس من

From hate to lovePart:12معلم وارد کلاس شد و جونگ کوک و آرتمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط