میگما دلبر ، نگا کن باهااار اومده ...

میگما دلبر ، نگا کن باهااار اومده ...
نمیخوای برگردی ؟
اصن حواست هست که پاییز رفت و نبودی ؟
آخ اگه بدونی چقدر اون پاییز هی نیگامون کرد
هی برگاشو ریخت رو زمین
که دوتایی بزنیم به خیابون تو پا بذاری روشون صدا خش خشِ برگا بپیچه تو گوشِ خیابون من کیف کنم که دلبرم صدایِ پاییزو در آورده
از زمستون واست نگم دلبر ...
اگه بدونی چقدر آسمون دلش گرفت که هی برف ریخت ما دیوونه بازی درآریم ولی تو نبودی که هُلم بدی پخشِ زمین شیم ازین پروانه گنده ها درست کنیم
بخندی .
من که هیچ دلِ برفا آب شه از صدا خندیدنت ...
اصن اینا رو ولش کن
بچسب به فصلت ، به بااااهار که از چشای تو جون میگیره
الآنا وقتشه ها ، که بزنیم به دشت و چمن یِخورده ازین سفید صورتیا جمع کنم بریزم تو دامنت همینجوری نیگا کنم که دلبرم عجب رُخی میده به گلای تو دامنش ...
یا بخوابیم رو چمنا ، دستمو بذارم زیر سرت
واست بخونم :
دلبر بخند بهار میاد / کُمبزه با خیار میاد
توام ازون لبخند دلکشات بزنی حظ کنم ...
برگرد دلبر ، برگرد نذار این بهار یهو به تابستون نرسیده پاییز شه ...💔 😔
دیدگاه ها (۲)

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد پارت۴

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

پارت دوم: دردسرِ همیشگیسرم داشت از استرس منفجر می‌شد. دستم ت...

کاش کسی داشتم کهتوی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم:میای ...

فردا اول پاییزه و دلبر نیست ...نه که ما دلبر نداشته باشیما ‌...

میبینی دلبر؟توهم همین حس وحالِ خوب و داری مگه نه؟اصلا صُبحی ...

تو از آنهایی هستی که میشود ساعت‌ها کنارشان نشست بدون آنکه خس...

ببین دلبر صبح همین که از خواب بیدار شدی به من فکر کن،شمارموب...

حالا که خوب فکر می کنم می بینم مشکل از پاییز نبود! مشکل از م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط