قلب یک مافیا پارت هفتم

دستمو گرفت و رفتیم بیرون
+لونا یونا
لونا:سلام گاوه
یونا:سلام گاوه
+سلام خره(یونا)سلام سگه (لونا)
تهیونگ:شما همو می‌شناسین ؟
+آره یونا دوستمه لونا هم خواهرشه
تهیونگ:یونا دوست دخترمه
جین:لونا هم دوست دختر منه
+اووو
_ا/ت بیا بریم
+ساعت چنده
۲۱_
+زود نیست
_نه
+باشه
ویو کوک
ا/ت خیلی کیوت و خوشگل شده بود همه نگاش میکردن نگاه های بد پس گفتم بریم رسیدیم خونه
+کوک یعنی چیز ارباب با من کاری ندارین
_نه برو اتاقت
+باشه
ویو ا/ت
رفتم تو اتاقم لباسمو عوض کردم رفتم پایین آب بردارم جونگکوک اونجا بود
_چی میخوای
+آب
_بردار گمشو اتاقت
ویو ا/ت
یه دختره اومد جونگکوک براید استایل بغلش کرد و رفتن رو مبل اه دختره ه.ر.ز.ه
_گمشو اتاقت
+رفتم
ویو ا/ت
رفتم تو اتاقم و خوابیدم
دیدگاه ها (۳)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

سرنوشت پارت (۱۲)

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

.PRISON MAFIA.

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

پنهان عشق

پنهان عشق

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط