Part: 2 غیرممکن
……………..
:خوشگل بنظر میای کوچولو تازه کاری ؟
..:به تو مربوط نیست روانی فکر میکنی کی هستی که همکارام رو کشتی ها؟؟؟جواب بده عوضی
:ببین پسر خوب رو مغز من راه نرو باشه؟شانس آوردی خوشگلی و لازمم میشی وگرنه الان جسد بی جون توهم بغل این آشغالا بود
…:عوضی روانییییییی(داد)
:پوز خندی زد دستی توی موهاش کرد و به سمت عقب داد :چرا وقتی داد میزنی انگار داری با حالت اروم حرف میزنی
این جمله کافی بود تا پسرک ذهنش درگیر شه فقط یه سوال تو ذهنش بود میتونه از دست این روانی فرار کنه یا …
جونگ کوک دست پسرک رو گرفت دلش نمیومد فشار بده چون دست پسر بی جون تر از این حرفا بود به سمت اتاقش بردش و دستاش به تخت بست
:چند روز که آدم شی بهت اعتمادم جلب شه میزارم از اینجا بری من میرم کار دارم تا چند ساعت دیگه میام پسر خوبی باش
با قدم های بلند به سمت در حرکت که با صدای پیامک گوشی باعث شد وایسه به سمت صدا رفت
:گوشی توعه؟
_:به تو ربطی نداره
:لپش رو محکم گاز گرفت:درست با من حرف بزن
بعد از اتمام این جمله دستش رو به سمت جیب پسر برد تا منبع صدا رو در بیاره پسر تلاش های زیادی کرد اما موفق نشد جونگ کوک گوشی رو از جیب پسر دراورد و پیام هارو خوند ...
ادامه دارد ...
#فیکشن #جونگکوک #تهیونگ #تهکوک #ویکوک #کوکوی #فیک_جونگکوک #فیک_تهیونگ #فیک_کوکوی #فیک_ویکوک #فیک_تهکوک
:خوشگل بنظر میای کوچولو تازه کاری ؟
..:به تو مربوط نیست روانی فکر میکنی کی هستی که همکارام رو کشتی ها؟؟؟جواب بده عوضی
:ببین پسر خوب رو مغز من راه نرو باشه؟شانس آوردی خوشگلی و لازمم میشی وگرنه الان جسد بی جون توهم بغل این آشغالا بود
…:عوضی روانییییییی(داد)
:پوز خندی زد دستی توی موهاش کرد و به سمت عقب داد :چرا وقتی داد میزنی انگار داری با حالت اروم حرف میزنی
این جمله کافی بود تا پسرک ذهنش درگیر شه فقط یه سوال تو ذهنش بود میتونه از دست این روانی فرار کنه یا …
جونگ کوک دست پسرک رو گرفت دلش نمیومد فشار بده چون دست پسر بی جون تر از این حرفا بود به سمت اتاقش بردش و دستاش به تخت بست
:چند روز که آدم شی بهت اعتمادم جلب شه میزارم از اینجا بری من میرم کار دارم تا چند ساعت دیگه میام پسر خوبی باش
با قدم های بلند به سمت در حرکت که با صدای پیامک گوشی باعث شد وایسه به سمت صدا رفت
:گوشی توعه؟
_:به تو ربطی نداره
:لپش رو محکم گاز گرفت:درست با من حرف بزن
بعد از اتمام این جمله دستش رو به سمت جیب پسر برد تا منبع صدا رو در بیاره پسر تلاش های زیادی کرد اما موفق نشد جونگ کوک گوشی رو از جیب پسر دراورد و پیام هارو خوند ...
ادامه دارد ...
#فیکشن #جونگکوک #تهیونگ #تهکوک #ویکوک #کوکوی #فیک_جونگکوک #فیک_تهیونگ #فیک_کوکوی #فیک_ویکوک #فیک_تهکوک
- ۷.۰k
- ۱۵ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط