تصادف:پارت ۴

تصادف:پارت ۴
لایکو کامنت یادتون نره😢💕




یعـ یعنی اونا وجود دارن!؟
کاترین:میشه زنگ بزنید پلیس!؟
گارسون:پلیس!!؟
-نه این دوسته من یکم شوخ طب هستش!بله بامن هستن!
کاترین:چی میگی!!؟
گارسون:باشه؛چیزی میل ندارین؟
-نه ممنون
کاترین:با توامم
بدونه اینکه جوابشو بدم رفتم سمته در
-بفرمایید داخل یع قهوه مهمونتون کنم!
هع،خودشونو برای من میزنن به نفهی!؟
شروع کرد به حرکت کردن
-امشب تو تراس میبینمت یا افتخار نمیدی!؟اخ ببخشید حواسم نبود باید میگفتم نمیدیـن!؟
باز برنگشت طرفم و همونطور به راهش ادامه داد
به حاته دو راه رفتم و جلوش وایسادم
-هوعی عمویی با توام!
+چی میگی!؟تو دیگه کی هستی!؟
-ببین خر خودتی؛فق یع کلوم شب میبینمت یا نه!؟اخ اخ ببخشید داشت یادم میرفت تو نمیتونی از برنامتون برام بگی ببین من امشب خونه نمیرم
گوشیمو از جیبم دراوردم
-بیا اینم گوشیم؛چکم کن ببین چیزی همرام نباشه تا ادامشو بگم!
+چی میگی خانومه محترم!!؟
نمیدونم چرا عصبی نمیشدم!؟
چیشد انقدر عوض شدم!؟
یاده یک متن افتادم که چند هفته پیش توی اینستا پستش کردم،راستش اون موقع اصلا جملشو درک نمیکردم!
(ادما عوض نمیشن عوضی میشن!)
راست میگفت!
من عوض نشدم فقط دلم میخاد انتقام بگیرم!؟
پس جدا من یع عوضی شدم!؟
هع
-باشه راهه خودتونو ادامه بدین؛دوست داشتین کارمو به تیمارستان هم بکشونین ولی من بهتون یع نصیحتی میکنم؛حواستون به من باشه من تو این طبیعتتون حکمه مارو دارم!
نه شیرم!نه گرگ!البته اینا اصلا تو طبیعته شما وجود نداره فقط امیدوارم حدقلا لاشخور باشید تا گوسفند چون نیش زدنه گوسفند عینه اب خوردن میمونه ولی لاشخور یکم هیجان داره!
+خفه شو عوضی!
-عوضیو خوب اومدی!
از بقل دستش رد شدم و رفتم داخله کافی شاپ
کاترین:چیـ چی گفتی بـ به اونا!؟
-به خودم مربوطه!
کیفشو برداشتو بلند شد
من نشستم،خیلی خونسرد گفتم
-میری؟
کاترین:دیگه نزدیکه من نیا!خاهش میکنم من همینجوریش تو دردسرم کارلا جونه هرکی دوست داری اینارو یجوری از من دور کن!
روی دکمه ای که بقله میز بود زدم
گارسون:چیزی نیاز دارید؟
-منورو اگه لطف کنید
منورو رو داد
-کیک شکولاتی با یک قهوه
گارسون:بله
-ممنون،خسته نباشید
کاترین:باتوام روانی!
کمی اومدم جلو و دستامو تو هم گره کردم
-مشکله من مشکله منه مشکله توام مشکله توعه و به من مربوط نیست پس خودت حلش کن!
بدونه حرف رفت
دیدگاه ها (۰)

the first lie

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎 اسمات توی کامنتا🔞+صبح شد بدنم درد میکردبه یاددیشب زدم...

اسلاید بعد لباس پسرا برای باربزن بریم ؟؟لتس گو (تابع قوانین ...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

رمان عشق ممنوع

رمان جیهوپ قسمت ششم

Part ¹⁰فلش بک به فردا صبح +با هانا سوار هواپیما شدیم ۱۱ ساعت...

پارت ۲۶

Love you پارت سیزدهم&اول تو برو دوش بگیر-یا چ فرقی دار هردو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط