وارث خاموش قصر پارت چهارم

پیرزن گفت باشه ،چون اسرار می کنی قبول می کنم اما من به تنهای نمی توانم از این نوزاد مراقبت کنم باید کمکم کنی ،ماهی گیری آهی کشید و بعد گفت باشد من هم می کنم ،پیرزن لب خندی زد و نوزاد رابه ارامی در آقوش گرفت
و رفت دوازده سال گذشت نوزاد علان یک دختر بزرگ شده بود و اسم او جانگ می بود، و در دهکده ای کوچک با پیز زن زندگی می کرد یک روز راه زن ها به دهکده حمله کردن ،
پیرزن را کشتند و جانگ می را همراه خود بردند و بعد او را به انواع برده به یک مردموسن فروختند
(این هم از آخر این پارت لایک ❤️ وکامنت فراموش نکنید)
دیدگاه ها (۰)

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت یازدهم | انتخاب منزن هنوز جلوی در ایستاد...

رمان اسیر خان پارت نوزدهم ۱۹

فیک تهکوک وارث زار

007-پنهان در مه - پارت ۹۳

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

چند پارتی

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 11همون‌...

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 53 " " ویو پارک جیمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط