^سناریو^
وقتی بعد اینکه بوسیدنت خجالت میکشی
نامی: (از کیوتیت قند تو دلش آب کردی لبخند میزنه و میکشتت تو بغلش) بیبی عادت کنی بهتره وگرنه هر روز و هر ساعت قراره خجالت بکشی
جین: یه نفر سرخ شده... الان داری خجالت میکشی؟ از ورد واید هندسامت؟ هوم؟ (اکلیلی شده)
ا/ت: نمد(آروم)
جین: حق داری خب من انقده که ماهم نمیتونی راحت نگام کنی و خنده ( و بله تو رو هم به خنده انداخت)
(چن لحظه جفتتونم ساکت بودین) شوگا: نمیخوای... نگام کنی؟
(چیزی نگفتی و سعی کردی تو چشاش نگا کنی ولی باز نگاهتو ازش دزدیدی و لبخند کمرنگی زدی)
شوگا: پیشی کوچولو بهت گفتم که وقتی پیش منی از هیچی خجالت نکش کیوتک (لبخند لثه ای نینینیممییممیمج)
هوبی:
ایشون خودشون دارن خجالت میکشن
ولی لبخندشو جمع میکنه و تو چشمات زل میزنه و جدی و آروم میگه
هوبی: قشنگع من... میشه ادامه بدم؟!
جیمین: (لبخند) موچی کوچولو... دلم میخواد همیشه اینجوری ببینمت
که شروع میکنی به غر زدن
ا/ت: (آروم) یاا ینی من آدم نیستم گونا ندارم انقد خجالتی شم منظورت چیه...
که یهو بوسه سطحی رو لبت میذاره و یادت میره اصلا چی داشتی میگفتی، ریز میخنده
جیمین: فک کنم نقطه ضعفتو پیدا کردم کوچولو
ته: بیبی...
ا/ت: عام... بله... (آروم)
ته: اگه به خجالت کشیدنت ادامه بدی تا صب میبوسمت، سه ثانیه وقت داری، یک، دو،
ا/ت: من چیجوری یهو خجالت کشیدنو بذارم کنار دست من نی
ته: سه و....
عمیق تر مشغول بوسیدنت میشه))))
جونگکوک: ا/ت، قشنگم؟
ا/ت: همم
کوک: (خنده) چرا انقد سرخ شدی خانم جئون؟
ا/ت: عام... عام خب دست من نیست من دیگه برم آره گوشیم زنگ میخوره
(میخواستی در بری که بازوتو میگیره و برمیگردونه سر جات و دستاشو میندازه دور کمرت)
کوک: من که صدایی نمیشنوم و
بعدا میتونی بری... الان باهات کار دارم جئون ا/ت.....
توت فرنگیا ایده برا سناریو دارین بگین بهم بنویسم🍓🪽
نامی: (از کیوتیت قند تو دلش آب کردی لبخند میزنه و میکشتت تو بغلش) بیبی عادت کنی بهتره وگرنه هر روز و هر ساعت قراره خجالت بکشی
جین: یه نفر سرخ شده... الان داری خجالت میکشی؟ از ورد واید هندسامت؟ هوم؟ (اکلیلی شده)
ا/ت: نمد(آروم)
جین: حق داری خب من انقده که ماهم نمیتونی راحت نگام کنی و خنده ( و بله تو رو هم به خنده انداخت)
(چن لحظه جفتتونم ساکت بودین) شوگا: نمیخوای... نگام کنی؟
(چیزی نگفتی و سعی کردی تو چشاش نگا کنی ولی باز نگاهتو ازش دزدیدی و لبخند کمرنگی زدی)
شوگا: پیشی کوچولو بهت گفتم که وقتی پیش منی از هیچی خجالت نکش کیوتک (لبخند لثه ای نینینیممییممیمج)
هوبی:
ایشون خودشون دارن خجالت میکشن
ولی لبخندشو جمع میکنه و تو چشمات زل میزنه و جدی و آروم میگه
هوبی: قشنگع من... میشه ادامه بدم؟!
جیمین: (لبخند) موچی کوچولو... دلم میخواد همیشه اینجوری ببینمت
که شروع میکنی به غر زدن
ا/ت: (آروم) یاا ینی من آدم نیستم گونا ندارم انقد خجالتی شم منظورت چیه...
که یهو بوسه سطحی رو لبت میذاره و یادت میره اصلا چی داشتی میگفتی، ریز میخنده
جیمین: فک کنم نقطه ضعفتو پیدا کردم کوچولو
ته: بیبی...
ا/ت: عام... بله... (آروم)
ته: اگه به خجالت کشیدنت ادامه بدی تا صب میبوسمت، سه ثانیه وقت داری، یک، دو،
ا/ت: من چیجوری یهو خجالت کشیدنو بذارم کنار دست من نی
ته: سه و....
عمیق تر مشغول بوسیدنت میشه))))
جونگکوک: ا/ت، قشنگم؟
ا/ت: همم
کوک: (خنده) چرا انقد سرخ شدی خانم جئون؟
ا/ت: عام... عام خب دست من نیست من دیگه برم آره گوشیم زنگ میخوره
(میخواستی در بری که بازوتو میگیره و برمیگردونه سر جات و دستاشو میندازه دور کمرت)
کوک: من که صدایی نمیشنوم و
بعدا میتونی بری... الان باهات کار دارم جئون ا/ت.....
توت فرنگیا ایده برا سناریو دارین بگین بهم بنویسم🍓🪽
- ۸.۶k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط