#کپشن

#کپشن
اوکی..
اون‌اوایل‌کہ‌آشنا‌شده‌بودیم‌باهم‌زیادهمو‌نمیشناختیم
فقط‌درحد‌یہ‌اسم‌و‌هرازگاهی‌حرف‌زدن
ولی‌ازهمون‌اول‌یہ‌حس‌برادرانہ‌ا‌ی‌نسبت‌بهش‌داشتم‌انگار🙂😂
قشنگ‌یادمہ‌وقتی‌کہ‌میخواست‌آف‌بزنہ‌چقدر‌حرص‌خوردم(مثلِ‌دیشب.!)
موقع‌امتحاناهم‌کہ‌شبا‌تاصبح‌بیدار‌میموندیم‌مثلا‌درس‌بخونیم‌ولی‌حرف‌میزدیم‌ووقتی‌میدیدم‌فقط‌من‌نیستم‌کہ‌امتحانامو‌گند‌زدم‌بہ‌خودم‌امیدوارمیشدم😐🚶‍♂
تابستون‌شد‌و‌انگار‌رابطمون‌خیلی‌بهتر‌شد
تقریبا‌از‌بیشتر‌اتفاقای‌هم‌باخبر‌بودیم
قول‌دادیم‌هر‌چی‌کہ‌شد‌بہ‌هم‌بگیم‌
والان‌کہ‌بہ‌خودم‌اومدم‌میبینم‌یہ‌روز‌نیست‌کہ‌ازهم‌خبر‌نداشتہ‌باشیم‌و‌چرت‌وپرت‌نگیم:/(باحضور‌سخن‌البتہ)
خلاصہ‌کہ‌خواستم‌بگم‌کم‌خنگول‌باش‌دونسنگم‌
مطمعن‌باش‌همہ‌ی‌فانتزیایی‌کہ‌درموردشون‌حرف‌میزنیم‌،
آره‌همشون..
یہ‌روزی‌بہ‌حقیقت‌میپیوندن(چرایہ‌لحظہ‌اینجورحرف‌زدم😐)
وهمیشہ‌یادت‌باشہ‌هرجا‌هرکی‌بهت‌گفت‌بالای‌چشت‌ابروعہ‌یہ‌اوپا‌داری‌کہ‌دهنشونو‌آسفالت‌میکنہ😎
برایِ‌یوراشیم𖨆⁩
@real_pyr
پ.ن:اسلایددوم‌هم‌مثلا‌سخن‌بیشرف‌باز‌منو‌زده‌تو‌داری‌زخمامو‌نگا‌میکنی‌🥲💔
#مسترپارک^^
دیدگاه ها (۹۲)

شاهکاری به نام دروغ

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -----------Part:24

شاهکاری به نام دروغ

بیاید کپشن.

با زی حسادت 🍷💋⛓️

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 027"""""""""""""""""""""""""""""""...

My lovely neighbor part : ۷۶

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگ___عصر بود، و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط