𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 027
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
پس تصمیم گرفتم یجوری جورش کنم براش برگشتم به سمت مرده و گفتم"
_ببخشید میتونم ازتون یه سوال بپرسم
نگاهی بهم کرد و گفت"
_حتما !بفرمایید ؟
تا خواستم حرفی بزنم با حرفی که اوا زد برگام ریخت خودم موندم"
_ببخشید شما سی.گلین؟
مرده یه لحظه مات شد اما سریع به خودش اومد و اخمی کرد و گفت"
_ببخشید این سوال چه ربطی به شما داره ؟
اوا من منی کرد که من بجاش جواب دادم"
_ببخشید این دوست من از شما خوشش اومده و نمیدونه چجوری بگه
مرده خنده ای کرد و دستشو اورد بالا و حلقشو نشون داد و گفت"
_ببخشید اما من متا..هلم
صورت اوا جوری ناراحت شد که انگار عمش مرده چشاش بغضی شد و گفت"
_اها خیلی ممنون...
مرده سرشو با تاسف تکون داد و دیگه هیچی نگفت ما هم تا اخر ساکت بودیم وقتی رسیدیم پولشو دادیم و پیاده شدیم
نگاهی به اوا کردم و یکی زدم تو سرش که اخی گفت و سرشو عصبی اورد بالا"
_ چته وحشی ؟
_احمق بخاطر اون مرتیکه ماتم گرفتی ؟
_من زشتم ؟
یکم بهش نگاه کردم دختر خیلی خوشگلی بود اما گفتم"
_اره شبیه دلقکایی
حرصی فحشی زیر لب داد و رفت توی بار که پشت سرش رفتم که دیدم تند تند به سمت کانتر بار رفت و یه ویسکی 80 درجهای برداشت
همشو تو یه نفس سر کشید که فکر کنم خیلی تلخ بود چون صورتش قرمز قرمز شده بود و از ابروش نمیتونست حرف بزنه
نتونستم خودم و کنترل کنم داشتم اروم میخندیدم که نگاهی بهش کردم که دیدم شبیه گاو دو شاخ نگام میکنه پس لال شدم و
رفتم سمت کانتر همونجا که روی صندلیهای بلند نشستیم، درست همون لحظه، بارمن با یه نگاه رسمی اومد سمتمون و گفت"
÷چی میل دارید؟
اوا بدون اینکه مکث کنه، با همون لحن همیشگیش گفت"
_یه ویسکی 60 درصد…
که یدفعه گفتم"
_دختره خر چی میگی؟ من نمیخورم خودت میدو.......
که یدفعه اوا گفت"
_چیزی نمیشه ا/ت بخور لذت ببر...
____________________
ایندفعه میخوام یکم دیر پارت بدم باس اون شرط میذارم
لایک:۶۰
کام:۳۰
____________________
لآیـــکـ کآمـــنتـ بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 027
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
پس تصمیم گرفتم یجوری جورش کنم براش برگشتم به سمت مرده و گفتم"
_ببخشید میتونم ازتون یه سوال بپرسم
نگاهی بهم کرد و گفت"
_حتما !بفرمایید ؟
تا خواستم حرفی بزنم با حرفی که اوا زد برگام ریخت خودم موندم"
_ببخشید شما سی.گلین؟
مرده یه لحظه مات شد اما سریع به خودش اومد و اخمی کرد و گفت"
_ببخشید این سوال چه ربطی به شما داره ؟
اوا من منی کرد که من بجاش جواب دادم"
_ببخشید این دوست من از شما خوشش اومده و نمیدونه چجوری بگه
مرده خنده ای کرد و دستشو اورد بالا و حلقشو نشون داد و گفت"
_ببخشید اما من متا..هلم
صورت اوا جوری ناراحت شد که انگار عمش مرده چشاش بغضی شد و گفت"
_اها خیلی ممنون...
مرده سرشو با تاسف تکون داد و دیگه هیچی نگفت ما هم تا اخر ساکت بودیم وقتی رسیدیم پولشو دادیم و پیاده شدیم
نگاهی به اوا کردم و یکی زدم تو سرش که اخی گفت و سرشو عصبی اورد بالا"
_ چته وحشی ؟
_احمق بخاطر اون مرتیکه ماتم گرفتی ؟
_من زشتم ؟
یکم بهش نگاه کردم دختر خیلی خوشگلی بود اما گفتم"
_اره شبیه دلقکایی
حرصی فحشی زیر لب داد و رفت توی بار که پشت سرش رفتم که دیدم تند تند به سمت کانتر بار رفت و یه ویسکی 80 درجهای برداشت
همشو تو یه نفس سر کشید که فکر کنم خیلی تلخ بود چون صورتش قرمز قرمز شده بود و از ابروش نمیتونست حرف بزنه
نتونستم خودم و کنترل کنم داشتم اروم میخندیدم که نگاهی بهش کردم که دیدم شبیه گاو دو شاخ نگام میکنه پس لال شدم و
رفتم سمت کانتر همونجا که روی صندلیهای بلند نشستیم، درست همون لحظه، بارمن با یه نگاه رسمی اومد سمتمون و گفت"
÷چی میل دارید؟
اوا بدون اینکه مکث کنه، با همون لحن همیشگیش گفت"
_یه ویسکی 60 درصد…
که یدفعه گفتم"
_دختره خر چی میگی؟ من نمیخورم خودت میدو.......
که یدفعه اوا گفت"
_چیزی نمیشه ا/ت بخور لذت ببر...
____________________
ایندفعه میخوام یکم دیر پارت بدم باس اون شرط میذارم
لایک:۶۰
کام:۳۰
____________________
لآیـــکـ کآمـــنتـ بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
- ۱.۵k
- ۱۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط