چندپارتی درخواستی

Part ²

رفتم داخل و حولم رو برداشتم و رفتم تو حموم
برای اینکه پرانرژی باشم دوش اب سرد گرفتم

بعد از ۱۵ مین از حموم دراومدم و لباسام رو پوشیدم
موهامو خشک کردم و دم اسبی بستم

یه لباس مناسب پوشیدم و سوئیچ پاشینمو برداشتم و رفتم به سمت باشگاه

وقتی وارد شدم بعضی از دخترا داشتن باهم حرف میزدن و پسراهم ورزش میکردن

همه ی اون پسرا مافیا بودن و یکی از این پسرای جذاب پسر دشمن بابامه

رفتم به سمت مربیم و سلام کردم
و بعدش اماده شدم برای شروع ورزش

داشتم بوکس تمرین میکردم و به اون کیسه مخصوص ضربه میزدم که دیگه خسته شدم

نشستم روی صندلی و یکم اب خوردم که چشمم خورد به دا یون

+ سلاممم دا یون تو کی اومدییی؟

× سلام سیییی من نیم ربع ساعت قبل از اینکه تو بیای اومدم بعدش رفتم تو اتاق تمرین مخصوص کاراته

+ میگم داری خطرناک میشی هاا اگه عصبیت کنم به چوخ میرم

× نه بابا به تو کاری ندارم

+ باز خوبه کاری به من نداری😂

× 😂

× میگم اون پسره رو...از وقتی اومدم اینجا داشتم تمرینتو نگا میکردم داشته نگات میکرده...عررر دیگه سینگل نیستی

+ خفه شو بابااا چی میگی؟ حاجی نکنه رو کراش زده

× حاجی اگه کراش زده باشه بدبختیییی

+ چرااا

× خانم باهوش خب مافیاس ممکنه بدزدت بعدشم اره دیگه کاری کنه عاشقش بشی

+ مگه فیلم هندیه ولمون کن بابا اصلا من رفتم تمرین کنم

× برو🤣🤣🤣

+ یاماننن

× 🤣🤣🤣🤣

..........
دیدگاه ها (۱۱)

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

From hate to lovePart:5 بعدش از خونه زدم بیرون سوار ماشینم ش...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part51چون مامانم واسه شام صدام زدرفتم شام و ب...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

به زیباییه مشکی

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پارت7:بعد از رفتنش به طبقه پایین رفتم.پدرم داشت اخبار نگاه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط