{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حواست هست که

حواست هست که
قرار بود شانه هایت برایم نرم ترین بالشت دنیا باشد و موهایم همان جایی که دست هایت درونش قفل میشود؟
قرار بود آخرِ شب ها گُل بگوییم و گُل بشنویم و با ستاره ها شکل های خیالی بسازیم؟
"قرار بود قرارِ هم باشیم"
حواست هست که
حالا تنها قرار بین ما بی خوابیِ این شب هاست؟

فنجان‌ها
سر لب‌های تو دعوا می‌کردند،
صندلی‌ها ایستاده بودند
تا تو بنشینی...
اما تو آمده بودی
کام همه را تلخ‌تر کنی!
دیدگاه ها (۹)

.✨🌙امشب خواسته هایت را به خدا بسپارخدایا... دعاهای پنهان قلب...

سناریو ران

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

پارت ۹ #پشت غرورتساعت ۱۱:۵۷ شب بود.اما جلوی یه ساختمان قدیمی...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت دوازدهمدست نایک هنوز روی دستگیر...

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

پارت اول: باران بعد از نیمه‌شبباران از عصر شروع شده بود و حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط