Part121

Part121


×یااا… اینجا خونشه خبببب
شوگا : به قول لیسو اگه میخوای توسط رئیس پاره شی بمون تو خونت
+اذیت نکنین دیگههه.. :(
-ا/تتتت.. پررو نشووو… بیا بریم بببینممممممم
+نمیخواااام
میرا : واای… دختر تو چقدر سرسختی بیا بریم دیگه
دستامو میکشیدن همه به قهقهه افتاده بودیم

… .دو ماه بعد…… .

~یاااااا… ا/تتتت. بیا دیگه میخوایم ببینیمت
از اتاق پرو اومدم بیرون و روبه روی دخترا وایسادممممم
رز : لعنتیییی خیلیییییییییی خووووووووووووووووبههههههههههه
کتی : نهههه اون یکیرو هم بپوووووش… این محشره ولی اون یکی رو هم بپوش
+دخترا تا حالا 60 تا لباس عروس عوض کردم… عووووف
میرا : بدو یکی دیگه راست میگه اینی که کتی میگه رو هم بپوش
+عوووووف خیلی خب
رفتم تو اتاق پرو
با بیرون اومدنم دخترا دستشونو جلو دهنشون جذاشتن و ذوق میکردنننن
-دختر به جرئت میتونم بگم خوشگل ترین عروووووووس دنیا شدی
+این یعنی حله???
کتی : یسسسسسسسسسس
+خب خداروشکر ..لیسو نوبت توعه
لیسو بلند شد و رفت تو اتاق پرو
درسته یه عروسی هفت نفره… .یه عروسی بزرگ که از الان همه فنا و خبرنگارا براش لحظه شماره میکنن…
بعد از انتخاب هفتا لباس عروس خوشگل لباسامونو تو جعبه گذاشتنو با یه ماشین دیگه تا خونه اوردن…
فردا عروسیمون بود و ما تا همین دیروز درگیر اهنگ جدید بودیم و تازه وقت کردیم لباس عروسمونو انتخاب کنیم… کارتای دعوت بین همه دوستامون پخش شده بود… شب شده بود و هر هفتامون دل تو دلمون نبود… حتی از ذوق خوابمون نمیبرد
صبح راس ساعت 6 صبح همگی به سمت ارایشگاه راه افتادیم همونجا لباس عرویمون رو تنمون کردیم
+
دیدگاه ها (۰)

بادیگارده شخص من پارت ۴

مافیای من

Part ²³ویو لیلی رفتیم تو یه بوتیک که لباس عروسای نازی داشت ب...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۲۹

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡پارت چهارم╰┈─────...

Do I love him, or do I hate him?P²⁶**ویو کوک**توی کلاس نشسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط