#پارت۱
#پارت۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«فصل یک»
سه تارت لیمویی خوش مزه به کاترین چشمک میزند. بی اعتنا به حرارتی که دور بازوهایش حلقه زد و به گونه هایش فشار آورد،دست های حوله پیچش را داخل اجاق برد و سینی را از زیر آتشدان بیرون کشید.رویهی زرد تارت ها لرزید؛انگار خلاصی از محفضه ی سنگی خوش حالشان کرده باشد .
کاترین سینی راطوری با احترام در دستش گرفت که گویی تاج پادشاه را حمل میکرد. موقع قدم برداشتن کف آشپزخانه و تا قرارگرفتن لبه ی سینی روی میز آشپزی و شنیدن صدای تلپ خوشایندش، چشم از تارت ها برنداشت. تارت ها یک بار دیگر لرزیدند و بالاخره بی حرکت و بدون هیچ ترکی با سطحی درخشان آرام گرفتند .
حوله ها را کنار گذاشت و پوست خلالی و شیرین شدهی لیمو را از روی کاغذ روغنی برداشت و وسط هر تارت گرم،یکی از باریکه های پوست لیمو را گذاشت و به شکل شکوفه ی رز درآورد . عطر مرکبات شیرین و خمیر پخته شده ی کره ای و ورقه ورقه به مشامش رسید. عقب عقب رفت تا شاهکارش را تحسین کند.
تمام صبح مشغول پختن تارت ها بود. پنج ساعت تمام،صرف وزن کردن کره و شکر و آرد،مخلوط کردن مواد،ورز دادن و صاف کردن خمیر با وردنه و هم زدن و نیم جوش کردن و صاف کردن زرده های تخم مرغ و آبلیمو کرده بود تا مایع غلیظ و خامه ای به رنگ گل آلاله درست کند. رویهی خمیر را آغشته به شهد کرده بود و لبه های خمیر را مثل دستمال سفره ای توری موج دار کرده بود. خلال های نازک پوست لیمو را جوشانده و شیرین کرده بود. نبات را کوبیده و برای تزیین،پودر کرده بود. انگشت هایش با حرص و ولع منتظر بودند روی لبه ی تارت ها پودر شکر بپاشند؛ولی جلوی خودش را گرفت. باید صبر میکرد خنک شوند؛وگرنه پودر شکر آب میشد و چاله های بد شکلی روی تارت می انداخت .
.
لینک کانال تلگرام ما: https://t.me/heartless_book
#کتاب_سنگدل #سنگدل #کاترین #جست #مریسا_مایر #معرفی_کتاب #عاشقانه #سرزمین_عجایب #داستان_رازالود #ماجراجویی #فانتزی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«فصل یک»
سه تارت لیمویی خوش مزه به کاترین چشمک میزند. بی اعتنا به حرارتی که دور بازوهایش حلقه زد و به گونه هایش فشار آورد،دست های حوله پیچش را داخل اجاق برد و سینی را از زیر آتشدان بیرون کشید.رویهی زرد تارت ها لرزید؛انگار خلاصی از محفضه ی سنگی خوش حالشان کرده باشد .
کاترین سینی راطوری با احترام در دستش گرفت که گویی تاج پادشاه را حمل میکرد. موقع قدم برداشتن کف آشپزخانه و تا قرارگرفتن لبه ی سینی روی میز آشپزی و شنیدن صدای تلپ خوشایندش، چشم از تارت ها برنداشت. تارت ها یک بار دیگر لرزیدند و بالاخره بی حرکت و بدون هیچ ترکی با سطحی درخشان آرام گرفتند .
حوله ها را کنار گذاشت و پوست خلالی و شیرین شدهی لیمو را از روی کاغذ روغنی برداشت و وسط هر تارت گرم،یکی از باریکه های پوست لیمو را گذاشت و به شکل شکوفه ی رز درآورد . عطر مرکبات شیرین و خمیر پخته شده ی کره ای و ورقه ورقه به مشامش رسید. عقب عقب رفت تا شاهکارش را تحسین کند.
تمام صبح مشغول پختن تارت ها بود. پنج ساعت تمام،صرف وزن کردن کره و شکر و آرد،مخلوط کردن مواد،ورز دادن و صاف کردن خمیر با وردنه و هم زدن و نیم جوش کردن و صاف کردن زرده های تخم مرغ و آبلیمو کرده بود تا مایع غلیظ و خامه ای به رنگ گل آلاله درست کند. رویهی خمیر را آغشته به شهد کرده بود و لبه های خمیر را مثل دستمال سفره ای توری موج دار کرده بود. خلال های نازک پوست لیمو را جوشانده و شیرین کرده بود. نبات را کوبیده و برای تزیین،پودر کرده بود. انگشت هایش با حرص و ولع منتظر بودند روی لبه ی تارت ها پودر شکر بپاشند؛ولی جلوی خودش را گرفت. باید صبر میکرد خنک شوند؛وگرنه پودر شکر آب میشد و چاله های بد شکلی روی تارت می انداخت .
.
لینک کانال تلگرام ما: https://t.me/heartless_book
#کتاب_سنگدل #سنگدل #کاترین #جست #مریسا_مایر #معرفی_کتاب #عاشقانه #سرزمین_عجایب #داستان_رازالود #ماجراجویی #فانتزی
- ۲۱۰
- ۰۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط