:⚽️scenario Blulock

“چجوری بهمون اعتراف میکنن”

Part 1


ایساگی/isagi

ایساگی یه مدت از شما خوشش میومد و هر وقت میدیدتت سرخ میشد پس تصمیم گرفت این خجالت رو کنار بزاره و بهت اعتراف کنه اما موقع اعتراف سرخ شده بود و لکنت گرفته بود:
+ ا/ت من خب راستش…امم..ازت خوشم میاد.




رین/rin

چون رین همیشه ادم سردی بود حس میکردی که ازت خوشش نمیاد..اما اشتباه بود
رین هر وقت میدیدت یه برق کوچیکی تو چشماش بود و تو متوجه این نشدی تا روزی که بهت اعتراف کرد..
رین با همون قیاقه سرد نزدیکت شد:
+ا/ت نمیدونم جوابت چیه اما من ازت خوشم میاد.




سائه/sae

سائه خیلی جدی اومد بهت اعتراف کرد و اصلا براش مهم نبود که جوابت چیه فقط میخواست که بدونی اون بهت یه حسی داره همین اما بعد از اعتراف سریع میره…و شاید یکم خجالت هم کشیده باشه_
+من یه حس هایی بهت دارم...





باچیرا/bachira

خیلی پسر شیطونی بود و همیشه روت کرم میریخت و تو فکر میکردی که فقط به عنوان دوست میبینتت و این شوخی های دوستانست اما…وقتی باچیرا اذیتت میکرد و باهات شوخی میکرد از ته دل ذوق میکرد و خوشحال بود که میخندی:
+ا/ت خنده هات خیلی زیباست راستش..من ازت خوشم میاد..بیا باهم قرار بزاریم.
جوابت چیه؟




ناگی/nagi

ناگی هر وقت میخواست بخوابه ازت میخواست که پیشش باشی چون از نظرش بودنت در کنارش موقع خواب براش ارامش بخشه پس تصمیم گرفت دستت رو بکشه که بیوفتی بغلش تا باهم بخوابین و ناگی با همون چشمای بسته و سرخی کم رنگ روی گونش بهت اعتراف کنه:
+بیا از این به بعد باهم و‌ تو‌ بغل هم بخوابیم..من ازت خوشم میاد ا/ت.




Thank you for reading the scenario.🎀

پارت بعد هم امروز مینویسم و تازه یه پارت دیگه از سناریو قبلی هست اونم مینویسم و امروز پستشون میکنمم✨🎀🙂‍↕️
ببخشیددد اگه کممم بوددد قول میدم بیشتر بنویسمم😭💔
دیدگاه ها (۸)

سناریو ناگی پارت ۲

سناریو باچیرا پارت دوم

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

سناریو خط قرمز

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

سناریو قفل آبی

سناریو بلولاک اگه تو مدرسه قلدر باشیم و اونا ازمون خوششون با...

سناریو بلولاک

سناریو میتسویا پارت ۲

موضوع: وقتی از دستمون عصبانی هستن و ما یهو میبوسیمشون.ایساگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط