زندگی پردردسر

زندگی پردردسر
پارت ۴۱

ریوکی و شوتو که متوجه شدن کسی تو خوابگاه نیست بی‌خیال گشتن شدن و نشستن روی مبل

ریوکی یه پاکت آبمیوه برداشت و شروع کرد به خوردن

ریوکی: شوتو به نظرت بقیه کجان

شوتو: شاید رفتن بیرون من که نمی‌دونم

ریوکی آبمیوه ‌اش رو کنار گذاشت و سرش رو گذاشت روی شونه‌ی شوتو بعد چشماش رو بست

ریوکی: آمروز واقعاً خسته شدم ، میشه همینطوری بخوابم

شوتو: هر جوری که راحتی

ریوکی خمیازه ای کشید: پس شبت بخیر شوتو

بعد از چند دقیقه ریوکی خیلی زود خوابش برد و شوتو هم همون طوری موند تا خوابش گرفت و لالا کرد✨

بقیه بچه ها و مامان کاتسوکی و ایزوکو (نمی دونم چرا هنوز اینجان) بعد از حدود نیم ساعت اومدن و اون دو تا رو دیدن

کامیناری: این دو تا رو نگا

یائویوروزو: چرا اینجا خوابیدن

اینکو: الان که خوابیدن دیگه بیدارشون نکنید

اینکو( مامان ایزوکو ) رفت پتو آورد و انداخت روی شوتو و ریوکی

ایزوکو: دیگه دیر وقته بهتره بریم ما هم بخوابیم

خو دیگه همه رفتن کپیدن و فردا صبح بیدار شدن فرم UA رو پوشیدن رفتن سر کلاس و شروع کردن حرف زدن با هم تا اینکه سنسه خوابالو شون اومد تو کلاس

آیزاوا یکم در مورد اردوی تمرینی توضیح داد که ریوکی پرید وسط سخنان سنسه بزرگوار😃👍💅

ریوکی: سنسهههههههههههههه یه چی بگممممممممممم

ایدا: ساکت باش ریوکی چان

و ریوکی چان در جوابش فقط زبان درازی تحویل میدهد(ترکیب این😛با این😑 )

آیزاوا: چیشده بگو😑

ریوکی: سنسهههههههه کیا قبول شدن؟

آیزاوا: خب باید بگم که.....

گفتم قبل رفتن پارت بدم
دیدگاه ها (۲۰)

شجاعت در سایه

رمان انفجار و امید

سناریو:زخم التیامی/پارت ۵(موقعیت:UA ) (زمان: ۶:۴۲)**نویسنده*...

《بر فراز ابرهای های سرنوشت》پارت ⁸《روز مدرسه》°ویو هیتومی°•داش...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

سناریو: زخم التیامی/ پارت ۱۳نه...ناخودآگاه دویدم سمت اتاقش. ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۰۰ویو راوی نورا ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۸ سانیار . چند دقیقه پیش .وقتی م...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:4#انتخاب_امنخونه‌ی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط