ترس شیرین pt 44

ترس شیرین pt 44
¥قربان ردش رو زدیم
£خوبه،بریم
جانگ با افرادش به سمت مکانی که جی پی اس نشون میداد رفتن و در آخر به خونه ای که سردی از بیرونش هم احساس میشد رسیدن،جانگ پا قدم شد و در زد.
هانا آروم بلند شد جوری که تهیونگ از خواب بیدار نشه و بعد درو باز کرد
+بفرمایید
£ دوهانا؟
¥خودمم
£شما باید با من بیاین
+برای چی؟
£تو اداره پلیس بهتون میگیم
هانا به تهیونگ نگاه کرد و به امید زود برگشتنش جاکتش رو برداشت و بیرون رفت .
.(اداره پلیس)
£نسبتتون با کیم تهیونگ چیه؟
+دوس....دوستشم
£دوست؟
هانا برای اینکه واسه تهیونگ دردسر درست نکنه مجبور بود که چیز دیگه ای بگه
+بله
£میتونید بهم اطلاعاتی بدید ؟مثل اینکه چیکار میکنه؟کارش چیه؟چیزی مثل اینا...
+من زیاد از کارش چیزی نمیدونم
دروغ نمی‌گفت تنها چیزی که می دونست این بود که آدم میکشت البته واسه چی نمیدونست و قطعا همچین چیزی رو به پلیس جلوش نمی‌گفت.
.
تهیونگ آروم چشماشو باز کرد و به جای خالی هانا چنگ زد ،صداش کرد ولی جوابش سکوت بود،خونه رو گشت و بعد به گوشیش زنگ زد
¥بفرمایدد
-تو کیی؟
¥سرگرد جکسون،و اگه اشتباه نکنم توهم کیم تهیونگی نه؟
تهیونگ بدنش یخ زد،نه برای اینکه مرد پشت تلفن اسمش رو میدونست،برای اینکه هانا اونجا چیکار داشت.
-گوشی هانا دست تو چیکار می‌کنه
سکوت جوابش بود اما طولی نکشید که صدای جدید ولی آشنایی شنید
£چطوری کیم؟
-جانگ؟
£خوشحالم که منو یادت هست
-هانا اونجا چیکار داره
£نگرانشی؟
تهیونگ سریع سوییچ و کتش رو برداشت از خونه زد بیرون و سوار ماشین شد
-گفتم اونجا چیکار می‌کنه
£اگه خودت رو تسلیم نکنی بجای تو دوستت یا بهتره بگم دخترت پشت میله های زندان میپوسه.
-با کدوم مدرک قراره من یا اون رو زندانی کنی احمق ؟
دیدگاه ها (۰)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p20بعد تایید تهیو...

╭─────────────── 🎂 ───────────────╮✦ پارت ۶۳ | این بار ته طر...

عمارت مافیا قسمت ⁶ رفتم پایین تا صبحونه بخورم هنوز تو شک بود...

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

حس میکنم به پوستر جدید عادت ندارید ....

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

ادامه>>>جایی بسیار دور از آنجا...تهیونگ روی صندلی بزرگی نشست...

پارت دهم فلش بک به دیشب تهیونگ: بلخره رسیدم خونه‌ی جونگکوک ا...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 16جین چند لحظه به اِما خیره موندجین:م...

رز ابی من♡:)part.4.ماشین تهیونگ آروم جلوی عمارت بزرگ خانوادگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط