{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

داستان پارت ۲ :
خب این کیومرث توی یه کوچه بیدار شد و با خودش گفت مگه خونه ی آلیا نبودم بعدش خودشو گول زد که فقط وسط مسیر برگشت خوابش برده گول زد خب بعدش توی خونش صدای افتادن یه جیزی اومد مثل سگ گرهید سریع لباس پوشید رفت بیرون و بله آلیا رو دید و آلیا هم ماشالا بتمنی جور پشت سرش ظاهر شد و نمیخوام اسپویل کنم بقیه شو منتظر پارت ۳ باشید
دیدگاه ها (۸)

من فردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط