برای از #طووووو

برای از #طووووو
گفتن بی اجازه به آغـوش شعرهایم کِشاندمت
پس چرا
آتش درونم
با هیچ کلمه‌ای مهار نمی‌شود
تب دوسـت داشتنت
با خُنَکای هیچ شعری پاشویه نمی‌شود
هذیان نیست تب در من بالازده
هیچ چیز و هیچ چیز
این دیوانه را تسکین نمیدهد
جز عطر تن #طوووووو
دیدگاه ها (۳)

پرنسس ناخواسته

برای از تـو گفتنبی اجازه به آغـوش شعرهایم کِشاندمتپس چراآتش ...

برای از تـو گفتنبی اجازه به آغـوش شعرهایم کِشاندمتپس چراآتش ...

برای از#تو گفتن بی اجازه به آغـوش شعرهایم کِشاندمتپس چراآتش ...

برای از تـو گفتنبی اجازه به آغـوش شعرهایم کِشاندمتپس چراآتش ...

اجازه میدهی آرزویت کنم؟من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... بگ...

بشارت علاقه از کلمات شروع می شود یا نگاه ها؟ نمی دانم. کدام ...

بعضی وقتها می گویم اگر شعر نبود، من چگونه می توانستم بدون آن...

اجـازه می دهـی آرزویتــ کنمـ؟مـن از خیـر بوسیدنتــ ،در آغـوش...

من از یک شکست عاشقانه می آیم ، بگذار همه برای این اعتراف تلخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط