🍁 🍂 🍁

🍁 🍂 🍁
عشق تو گرفت از تن من تاب و توان را
ترسم که به پایان نرسانم رمضان را

آه ای رطب دورترین شاخه چه می شد؟
شیرین کنم از شهد لبان تو دهان را

باید که به دادم برسد آن که به من داد
لبریز تراز ظرف دلم این هیجان را

تا چند فقط طوطی خوشخوان تو باشم
انکار کنم این غم حاجت به بیان را

یک بار به من گوش کن ای سنگ صبورم!
تا پر کنم از قصه ی تو گوش جهان را

آن وقت تو مال من و من مال تو باشم
با جذبه ی یک اخم برانم همگان را
دیدگاه ها (۱)

My lovely neighbor part : 83

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_40فصل هفدهم | ک...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

عنوان: فقط مال منی؟تهکوک | حسادت، عاشقانه 💜تهیونگ از وقتی جو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۹_مگه می‌شه کسی بچه...

عشق تو گرفت از تن من تاب و توان راترسم که به پایان نرسانم رم...

عشق تو گرفت از تن من تاب و توان راترسم که به پایان نرسانم رم...

عشق تو گرفت از تن من، تاب و توان راترسم ڪہ بہ پایان نرسانم ر...

عشق تو گرفت از تن من تاب و توان را ترسم که به پایان نرسانم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط