{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق تو گرفت از تن من تاب و

عشق تو گرفت از تن من تاب و
توان را
ترسم که به پایان نرسانم
رمضان را

آه ای رطب دورترین شاخه
چه می شد؟
شیرین کنم از شهد لبان تو
دهان را


#شیرین_خسروی
دیدگاه ها (۸)

عید همگی مبارک بچه های ویسگون

من سؤالی زِ مراجع و فقیهان زمانم دارمآنکه در قلب من است؛ فطر...

ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺣﻠﯿﻢ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﻃﻨﺎ ﯾﮏ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺭﺟﯿﻢ ﺁﻭ...

باد می آید و من دست و دلم می لرزد زلف اگر ریخت به هم شانه نب...

الا ای دختر ِایران،شراب و شهد ِبی پایانننوشم از لب ِلعلت،به ...

ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، د...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط