{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه را غیر تو ای کاش رها می کردم

همه را غیر تو ای کاش رها می کردم
کاش یک بار فقط کار بجا می کردم

پیش من بودی و من بودم و تو! می بایست
حق لب های تو را خوب ادا می کردم

در من انگار کسی میل به آغوشت داشت
عقل می گفت حرام است و حیا می کردم

باید از جاده ی زیبای تنت می رفتم
راه را کاش که از چاه سوا می کردم

عطرت افتاد به جانم! تو نمی دانی که
در خیالم چه گذشته ست و چه ها می کردم

دست من بود به خونخواهی عشقت بی شک
عقل را یک تنه از ریشه جدا می کردم

کاش پیچک شده بودم به تو می پیچیدم
جایش اما همه ی عمر صفا می کردم

هرچه باریدم و گفتم تو فقط خندیدی
داشتم سفره ی دل پیش تو وا می کردم!
دیدگاه ها (۳)

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

زیبای کوچک فریبکار

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

_____ادامه پارت²⁰ نفرین کوچولو_____چند لحظه نگاهم کرد.بعد گف...

محو زیبایی او پارت ۴۲ویو ته رزا داشت به اون دوتا که پایین دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط