#Part3

#Part3
#Ahmad
هیچ وقت یادم نمیره که مرتضی جلوی چشمام صورتش اسیب دید
#فلش_بک
با مرتضی داشتیم تو پارک قدم میزدیم یهو صدای یه دختر جیغ زد کمک
مرتضی:صدای گیسوعه
احمد:بیخیال مرتضی گیسو اینجا چیکار میکنه؟؟
مرتضی:به مرگ مرتضی صدای گیسوعه من صدای عشقمو میشناسم صدای گیسوعه
احمد :باشه بریم
مرتضی دوید رفت رسیدم دیدم گیسو ترسیده و مرتضی دست به یقه شده یهو یارو با چاقو زد به صورت مرتضی و صورت مرتضی غرق به خون شده رفتم نگران جلو
احمد:مرتضی ببینمت
مرتضی:جانم
احمد:چیزی میبینی؟؟
مرتضی:اره ابرومه
دستشو کشیدم به گیسو هم اومد سوار ماشین شدیم و راهی بیمارستان شدیم مرتضی رو بردن تو یه اتاق و گیسو هم نشسته بود یهو یکی اومد و گیسو دوید سمتش و بغلش کرد
#Amir
بعد از زنگ گیسو سریع خودمو رسوندم بیمارستان گیسو دیوید سمتم و بغلم کرد و شروع کرد به گریه
امیر :گیسو چیشده عشقم چرا گریه میکنی؟؟ چرا انقدر پریشونی؟؟
گیسو:ا...امیر مرتضی😭😭😭
امیر:مرتضی چی؟؟ چیشده
گیسو:چاقو خورده به صورتش امیر ابروش پاره شد😭😭
امیر:باشه قربون اشکات برم گریه نکن خوب میشه بشین من برم پیشش
گیسو:نمیزارن😭
امیر:میزارن بشین همینجا تا بیام
گیسو:باشه
وارد اتاق شدم و مرتضی رو دیدم که سرش باند پیچی شده دیدم که خوابه تو خواب همش احمدو صدا میزد رفتم بیرون و احمدو صدا زدم
امیر:احمد
احمد:جانم
امیر:برو مرتضی بهونتو میگیره
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۲)

یه شب بارانی در کره‌ای جنوبیجونگکوک: هورلاااا ( هورا) بلخره ...

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

Pat:9اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم ...

پارت ۳۹

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18«ویو فردا»- لیا ...+جانم-بیدار شو +بیدارم-...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پارت ۷|تاج و خونتهیونگ لباسش را درست کردبعد سمت کوک چرخید که...

ا.ت هاروچیو رو دید و متوجه شد که اون قفل ها رو شکوندهاز ترس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط