رمان عشق من واقعیه
part 43
سمتم حجوم اورد
از موهام گرفته بود و میکشید منم جیغ سر میدادم و سعی میکرم موهامو از دستش درارم ولی نمیشد
عوضی عجب زوری داره
+ایییییی جونگ کوکاااا ولممم کننننننن
- واسه چی رو من آب میریزی روانی مگه نمیدونی که خوابم
+ غلط کردم ترووو خداااا ولممم کننننننن
قصد نداشت ولم کنه و هر لحضه بیشتر مو هامو میکشید
من همیشه دختری نبودم که با هر چیزی ناز یا گریه کنم
ولی من این چند وقت خیلی روحیم آسیب دیده
و این موضوع رو هم در نظر بگیریم که وضعیتم قرمزه و پریودم
ولی دلم نمیخواد جلو جونگ کوک خودمو ضعیف جلوه بدم
دیگه نتونسم تحمل کنم و زدم زیر گریه
به جهنم
خب واقعا دردم گرفته
موهامو ول کرد از چشماش میشد فهمید که ترسیده خیلی آروم دستی به سرم کشید
با لکنت گفت
- ن ن نیلا ب ب بخشید نمیدونستم انقدر دردت میگیره
+ خفه شو
- نیلا آروم باش
غلط کردم بخدا
آروم منو فرو برد توی آغوش خودش و همینطور دست میکشید روی موهام
هعییی
بازم اون آغوش
اون آغوش گرم و امن که هر کدوم از شونه های جونگ کوک برام مثل دیواره
نه دیوار زندان یه دیوار امن که ازم محافظت میکنه
چرا این آغوش این بغل انقدر خوبه
وقتی توی آغوش کوک قرار گرفتم ناخداگاه گریم بند اومد
ای کاش همیشه یه جایی رو داشتم که بهم حس این آغوش رو میداد
جونگ کوک مثل پدری که بچش گریه کرده باشه با لحنی که انگار داشت با بچه حرف میزد گفت
- نیلا گریه نکن ببخشید که موهاتو کشیدم
بجاش اگه دیگه گریه نکنی برات شیر کاکائو و خوراکی میگیرم
لعنتی تو از کجا میدونی من بنده ی شیر کاکائوم
لعنت بهت که کلید قلبم دستته
حالا که عین یه پدر شده بود دوست داشتم براش بچه شم
من که توی بچگیم خودمو برای کسی لوس نکرم
بزار حداقل الان که برادر شوهرم داره لوسم میکنه براش بچه بشم
+ بهم شیر کاکائو
- اره بخدا میدم
+ کی
- هر وقت نیلا خانم دوست داشته باشه
+ باشه همین میخوام
- باش وایسا برم واست بیارم
چقد حس خوبه یکی اینجور هواتو داشته باشه
حالا که فکر میکنم اگه بجای سوهو با کوک ازدواج میکردم خیلی خوشبخت تر بودم
نمیدونم شایدم نه
بعد از چند مین کوک با دستی که کلی خوراکی توش بود سر رسید اومد کنارم نشست
- بفرمایید اینم خوراکی و شیر کاکائو
قبل از هر چیزی شیر کاکائو رو از دستش گرفتم
و شروع کردم به خوردنش
- مثل اینکه خیلی شیر کاکائو دوست داریاا
+ اوهوم
- باش از این به بعد بیشتر برات میگیرم
دوباره آروم منو به آغوش کشید
وقتی تنم به تن جونگ کوک میخوره یاد اون شب لعنتی میوفتم که پشت هم تنامون به هم بر خورد میکرد وقتی یادش میوفتم دوست دارم از خجالت تبخیر شم
سرم رو گذاشتم روی سینه کوک
دوست داشتم امشب رو از همچی دست بکشم و فقط با جونگ کوک باشم
من عاشقش شدم ؟
نمیدونم خیلی گیج کنندس
اگه عاشق شده باشم کارم تمومه
بخواطر گریه ای که کرده بودم چشمام سنگین و خسته شده بود
به ثانیه نکشید به خوابم برد
ویو کوک
چرا انقدر این دختر خوش بغله
دلم میخواد همش بغلم باشه
نمیدونم چرا ولی احساس میکنم بچمه
دختر کوچولوی نازنازی بابا
هه اون که مال من نیست مال برادرمه
البته که به گفته خودش تو خواب سهم منه
کاشکی هیچوقت یونا رو نمیدیدم تا بتونم عاشق نیلا بشم
و همون شبی که اومد خونم و باهم رابطه داشتیم مال خودم میکردمش
الانم دیر نیست ولی خب اون فقط یه هوسه نه عشق نمیتونم با احساساتش بازی کنم
بخاطر گرمی بدن نیلا بدن منم گرم شده بود و طولی نکشید که به خواب رفتم
پرش زمانی یک ساعت بعد
& این یعنی چی
€ دارم نمیفهمم
& نمیشه اینجوری که
€ ای وای
احساس کردم چند نفر بالای سرم دارن حرف میزنن
صدای جیمین و تهیونگ بود
نیلا همچنان تو بغلم بود
یکمی خیلی بده مارو تو این حالت ببینن
که با داد و بیداد های تهیونگ احساس کردم داره پرده گوشم پاره میشه
& کوکککککککک
سمتم حجوم اورد
از موهام گرفته بود و میکشید منم جیغ سر میدادم و سعی میکرم موهامو از دستش درارم ولی نمیشد
عوضی عجب زوری داره
+ایییییی جونگ کوکاااا ولممم کننننننن
- واسه چی رو من آب میریزی روانی مگه نمیدونی که خوابم
+ غلط کردم ترووو خداااا ولممم کننننننن
قصد نداشت ولم کنه و هر لحضه بیشتر مو هامو میکشید
من همیشه دختری نبودم که با هر چیزی ناز یا گریه کنم
ولی من این چند وقت خیلی روحیم آسیب دیده
و این موضوع رو هم در نظر بگیریم که وضعیتم قرمزه و پریودم
ولی دلم نمیخواد جلو جونگ کوک خودمو ضعیف جلوه بدم
دیگه نتونسم تحمل کنم و زدم زیر گریه
به جهنم
خب واقعا دردم گرفته
موهامو ول کرد از چشماش میشد فهمید که ترسیده خیلی آروم دستی به سرم کشید
با لکنت گفت
- ن ن نیلا ب ب بخشید نمیدونستم انقدر دردت میگیره
+ خفه شو
- نیلا آروم باش
غلط کردم بخدا
آروم منو فرو برد توی آغوش خودش و همینطور دست میکشید روی موهام
هعییی
بازم اون آغوش
اون آغوش گرم و امن که هر کدوم از شونه های جونگ کوک برام مثل دیواره
نه دیوار زندان یه دیوار امن که ازم محافظت میکنه
چرا این آغوش این بغل انقدر خوبه
وقتی توی آغوش کوک قرار گرفتم ناخداگاه گریم بند اومد
ای کاش همیشه یه جایی رو داشتم که بهم حس این آغوش رو میداد
جونگ کوک مثل پدری که بچش گریه کرده باشه با لحنی که انگار داشت با بچه حرف میزد گفت
- نیلا گریه نکن ببخشید که موهاتو کشیدم
بجاش اگه دیگه گریه نکنی برات شیر کاکائو و خوراکی میگیرم
لعنتی تو از کجا میدونی من بنده ی شیر کاکائوم
لعنت بهت که کلید قلبم دستته
حالا که عین یه پدر شده بود دوست داشتم براش بچه شم
من که توی بچگیم خودمو برای کسی لوس نکرم
بزار حداقل الان که برادر شوهرم داره لوسم میکنه براش بچه بشم
+ بهم شیر کاکائو
- اره بخدا میدم
+ کی
- هر وقت نیلا خانم دوست داشته باشه
+ باشه همین میخوام
- باش وایسا برم واست بیارم
چقد حس خوبه یکی اینجور هواتو داشته باشه
حالا که فکر میکنم اگه بجای سوهو با کوک ازدواج میکردم خیلی خوشبخت تر بودم
نمیدونم شایدم نه
بعد از چند مین کوک با دستی که کلی خوراکی توش بود سر رسید اومد کنارم نشست
- بفرمایید اینم خوراکی و شیر کاکائو
قبل از هر چیزی شیر کاکائو رو از دستش گرفتم
و شروع کردم به خوردنش
- مثل اینکه خیلی شیر کاکائو دوست داریاا
+ اوهوم
- باش از این به بعد بیشتر برات میگیرم
دوباره آروم منو به آغوش کشید
وقتی تنم به تن جونگ کوک میخوره یاد اون شب لعنتی میوفتم که پشت هم تنامون به هم بر خورد میکرد وقتی یادش میوفتم دوست دارم از خجالت تبخیر شم
سرم رو گذاشتم روی سینه کوک
دوست داشتم امشب رو از همچی دست بکشم و فقط با جونگ کوک باشم
من عاشقش شدم ؟
نمیدونم خیلی گیج کنندس
اگه عاشق شده باشم کارم تمومه
بخواطر گریه ای که کرده بودم چشمام سنگین و خسته شده بود
به ثانیه نکشید به خوابم برد
ویو کوک
چرا انقدر این دختر خوش بغله
دلم میخواد همش بغلم باشه
نمیدونم چرا ولی احساس میکنم بچمه
دختر کوچولوی نازنازی بابا
هه اون که مال من نیست مال برادرمه
البته که به گفته خودش تو خواب سهم منه
کاشکی هیچوقت یونا رو نمیدیدم تا بتونم عاشق نیلا بشم
و همون شبی که اومد خونم و باهم رابطه داشتیم مال خودم میکردمش
الانم دیر نیست ولی خب اون فقط یه هوسه نه عشق نمیتونم با احساساتش بازی کنم
بخاطر گرمی بدن نیلا بدن منم گرم شده بود و طولی نکشید که به خواب رفتم
پرش زمانی یک ساعت بعد
& این یعنی چی
€ دارم نمیفهمم
& نمیشه اینجوری که
€ ای وای
احساس کردم چند نفر بالای سرم دارن حرف میزنن
صدای جیمین و تهیونگ بود
نیلا همچنان تو بغلم بود
یکمی خیلی بده مارو تو این حالت ببینن
که با داد و بیداد های تهیونگ احساس کردم داره پرده گوشم پاره میشه
& کوکککککککک
- ۱.۴k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط