بیاید ی کاری کنیم اتفاق بدی که تو بچگی برامون افتاده رو

تو کامنتا بگیم میتونین به هم احترام بذاریم و مسخره نکنیم و برای ی بارم که شده ادم هایی که تظاهر میکنن شادن رو درک کنیم

خودم میگم که خجالت نکشین

وقتی پنج شیش سالم بود ی زنی با اسم وکیل وارد خوانوادمون شد با هم میرفتیم مسافرت خوش میگذروتدیم بعد از اینکه فهمیدیم بابام داده به مامانم خیانت میکنه و با اون زنم خیانت میکنه واقعا شکسیم و چون من بچه ی کوچیک خوانواده بودم درک این موضوع برام خیلیی سخت بود که مگه ما براش کافی نبودیم؟
ولی بازم سعی کردیم چند فرصت به بابام بدیم وقتی هشت سالم بود چون گوشیم جا مونده بود تو ویلامون رفته بودیم گوشیمو بیاریم و بابامم تو ویلا بود وقتی میخواستیم وارد کوچه بشیم دیدیم بابام با ماشینش رو برومون وایساده اونم تو شوک بود که چرا اینجاییم و بغل دستشم اون زنیکه بود و دقیقا انگار بابام دزد بودو مامانم پلیس جوری مامانم بابام رو تند دنبال میکرد که نزدیک بود تصادف کنیم بعدم دیگه دست کشیدیم من سعی کردم برا خودم دوست پیدا کنم تا با اونا سر گرم بشم ولی نشد و امسالم بدترین خبر عمرمو شنیدم که هر وقت بهش فک میکنم اشکم در میاد قهمیدیم بچه دار شدن و پسره و اسمشو گذاشتن کارن و داداش من اول قرار بود اسمشو بذاریم کارن که بابام گفت نمیخواد و گذاشتیم شاهان و الان فقط یکی از دوستای من از این موضوع خبر داره که اونم درکم نمیکنه

گاهی وقتا بجای اینکه فک کنیم ادما دارن چرتو پرت میگن بهتره یکم بهتر بیشتر به حرفتشون گوش بدیم که محرم رازش باشیم و گاهی وقتا خودمونو بذاریم جای اون فرد تا ببینیم خودمونم بودیم میتونستیم تحمل کنیم؟
دیدگاه ها (۴۲)

زندگیه من به عنوانه یه تک فرزند اونم دوختر به روایته تصویر😁😁...

"تجربه و تحلیل گذاشته شخصیت ها" پارت دو شخصیت: ناکاهارا چویا...

جی وای پی بمیر

برده عمارت جئون

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

My lovely neighbor part : ۶۹

**پارت ۱۹**جونگکوک تو رو به اتاقِ بزرگ و باشکوهِ خودش برد؛ ا...

Chapter 13"*frozen*+ کی قراره بهم اجازه بدین دوباره بیام پیش...

Cold melody part 9سه هفته از اون روزِ فاجعه گذشت. رابطه‌یِ م...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p21 یه مرد با موهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط