{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم:

یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم: لطفا حاشیه نرو دکتر
بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم: فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم؟





لامصب خیلی کلاس داره
ولی هر سری فقط شیاف مینویسه.
دیدگاه ها (۱۴)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_50سر سفره نهار نشستم .._سکین...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 2 | مرد عنکبوتی سیاهکه یهو....تَق!صدای برخورد چیزی ب...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

رمان عشق ممنوع

جدایی

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 6ویو ات:صبح اولین روز مدرسه رسماً یک...

پارت سوم: قفسِ آهنیکلاس هنوز آروم بود که یهو صدایِ باز شدنِ ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط